مقاله دانلود c (3376)

یانگ ۱۹۳۴5
اسکود5
فورد ۱۹۴۲5
کلیفورد گیرتز6
ساختمان فرهنگی6
ایدئولوژی و فرهنگ6
فرهنگسرا چیست6
فصل دوم: بررسی نمونه های مشابه8
نمونه داخلی9
فرهنگسرای نیاوران9
فرهنگسرای دانشجو (شفق)11
نمونه های خارجی12
مرکز فرهنگی فناوری های فضایی اروپا12
مرکز فرهنگی ژان ماری تجیبائو16
فصل سوم: مبانی نظری طرح18
رابطه دین و فرهنگ19
در شاهنامه آمده است20
فرهنگ در دوران اخیر20
تحول معنای فرهنگ21
پیشینه فرهنگسرا و مجتمع های فرهنگی27
فرهنگسرا در اروپا27
فرهنگسرا در فرانسه28
فرهنگسرا در اتحاد شوروی28
فرهنگسرا در ژاپن29

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

پیشینه ی مراکز فرهنگی در ایران30
فصل چهارم: بستر طرح ومطالعات سایت32
گستره استان ایلام33
آب و هوای منطقه33
استان ایلام به طور کلی دارای سه منطقه آب و هوایی است34
آب و هوای استان ایلام به طور کلی به دو نوع تقسیم می شود35
پراکندگی بارش در استان ایلام35
دمای هوا در استان ایلام35
جغرافیای طبیعی و اقلیم استان36
موقعیت جغرافیایى و تقسیمات سیاسى استان37
جغرافیاى طبیعى و اقلیم استان38
جغرافیاى تاریخى استان39
نقش‌برجسته‌ها و کتیبه‌های استان ایلام41
نقش برجسته‌ گل گل42
سنگ نوشته‌ نخچیر42
سنگ نوشته‌ حسین‌قلی‌خان والی43
سنگ نوشته‌ قلعه والی43
سنگ نوشته‌ میمه43
سنگ نوشته‌ قوچعلی43
فصل پنجم: استانداردهاوریزفضاها44
لابی وزیر مجموعه های آن شامل45
لابی وتشکیلات اداری45
غرفه ها فروش محصولات فرهنگی و هنری46
آمفی تئاتر46
سالن انتظار46
ورودی47
گیشه47
راهروهای سالن نمایش47
صندلی تماشاگران47
ورودی ها و خروجی های سالن48
سرویس های بهداشتی48
اتاق پروژکتور و ملحقات آن48
پرده نمایش فیلم49
کتابخانه49
حفظ ایمنی49
میزان فضاهای کتابخانه50
ابعاد واستاندارد های پیشخوان و برگه دان50
استانداردابعاد قفسه ها و عمق قفسه ها50
طول قفسه ها50
ارتفاع قفسه ها51
استاندارد میزها51
میز های 1 نفره51
میزهای 2 نفره51
میزهای طولانی51
نور پردازی51
روشنایی توصیه شده52
آکوستیک52
تهویه ی مطبوع52
گالری ها52
ساختار عمومی گالری ها52
ترتیب قرار گیری اشیاء53
نورپردازی گالری ها53
الف) نور پردازی طبیعی (نور روز)53
ب) نور پردازی جانبی(افقی)54
ج) نور پردازی مصنوعی54
حرکت و دسترسی گالری ها54
تنظیم شرایط محیطی54
تهویه ی مطبوع55
آکوستیک55
حریق55
ساختار عمومی فضاهای نمایشی55
نور پردازی صحنه56
آکوستیک56
ایمنی از حریق56
کلاس های آموزشی57
تجهیزات کلاس درس57
محل کلاس58
بار58
نور58
نسبت ابعاد59
صدا59
شکل59
مرکز رایانه60
نمازخانه61
تریا و رستوران61
پارکینگ ها61
فضای سبز62
فصل ششم: سیرتکوین ایده وروند طرح63
تصویر ماهواره ای از شهر ایلام جهت معرفی بهتر64
تصویر ماهواره ای از سایت65
تحلیل سایت65
ایده اصلی برای طراحی فرهنگسرا بر اساس تفکیک فضاها66
روند تکوین حجم67
دیاگرام ارتباطی فضاهای مختلف فرهنگسرا68
پلان نهایی تایید شده به همراه محوطه اطراف69
فصل هفتم: آلبوم نقشه ها وتصاویر مربوط70
منابع و مأخذ86
فصل اول
تعاریف وکلیات
فرهنگ چیست؟
در دانشنامه ویکیپیدیا فرهنگ اینگونه تعریف شده است:در یک نگاه فرهنگ را ادوارد تایلور (۱۹۱۷-۱۸۳۲)، مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعه‌ی خویش فرامی‌گیرد تعریف می‌کند.
هر منطقه از هرکشوری می‌تواند فرهنگی متفاوتی با دیگر مناطق آن کشور داشته باشد. فرهنگ به وسیله‌ی آموزش، به نسل بعدی منتقل می‌شود؛ در حالی که ژنتیک به وسیله‌ی وراثت منتقل می‌شود.  
واژه ‌شناسی فرهنگ در زبان فارسی
فرهنگ فارسی معین واژه‌ی «فرهنگ» را مرکب از دو واژه‌ی «فر» و «هنگ» به معنای ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت و آداب و رسوم تعریف کرده‌است.

واژه‌ی فرهنگ در پهلوی ساسانی به صورت «فره هنگ» آمده‌است که از دو جزء «فره» به معنای پیش و فرا؛ و «هنگ» به معنای کشیدن و راندن، ساخته شده‌است. در نتیجه «فرهنگ» به معنای پیش‌کشیدن و فراکشیدن است. به همین سبب است که در فارسی‌زبانان فرهنگ را سبب پیشرفت می‌دانند.
با مطالعه‌ی متن‌های باستانی ایران، درمی‌یابیم که واژه‌ی «فرهنگ» از دوره‌ی پارسی میانه است که وارد فرهنگ ایران می‌شود و پیش از آن کلمه‌ای که به معنای فرهنگ باشد در این زبان وجود نداشت. در این دوره در متن‌های پهلوی ساسانی، متن‌های سعدی، مانوی و … کلمه‌ی فرهنگ را می‌توان بازشناخت. در متن‌های پارسی میانه، همانند «خسرو و ریدگ»، «خویشکاری ریدگان» و «کارنامه‌ی اردشیر بابکان» کلمه‌ی فرهنگ به کار رفته‌است؛ همچنین در شاهنامه‌ی فردوسی، آثار سعدی و متن‌های دور بعد نیز بارها به این واژه برمی‌خوریم. در آثار این دوران، فرهنگ علاوه ‌بر دانش، شامل هنرهایی چون نقاشی و موسیقی یا سوارکاری و تیراندازی هم می‌شد. در گذشته اعتقاد فارسی‌زبانان بر این بود که تا بدون فرهنگ آدمی نمی‌تواند قدمی مثبت در زندگی بردارد. از همین روست که فردوسی فرهنگ را برتر از گوهر و نژاد می‌داند.
واژه‌ شناسی فرهنگ در زبان‌های اروپایی
نزد اروپاییان تعریف واژه‌ی فرهنگ پیشینه‌ای دراز دامن دارد. در ادبیات اروپایی نزدیک به دویست تعریف از فرهنگ می‌توان یافت که نشان از اهمیت فرهنگ در این جوامع دارد. آن‌ها فرهنگ را از دیدگاه‌های گوناگون، از جمله دیدگاه اجتماعی، دینی و حتی اقتصادی بررسی کرده‌اند و دریافته‌اند که فرهنگ بر تمام اجزاء زندگی آدمی تأثیرگذار است. برای مثال، در ۱۹۵۲ آلفرد کلوبر (به انگلیسی: Alfred Kroeber) و کلاید کلاکهون (به انگلیسی: Clyde Kluckhohn) در کتاب خود به نام «فرهنگ: مروری انتقادی بر مفاهیم و تعاریف» (به انگلیسی: Culture: A Critical Review of Concepts and Definition) با گردآوری ۱۶۴ تعریف از فرهنگ اظهار کردند که فرهنگ در اغلب موارد به سه برداشت عمده می‌انجامد:
1. برترین فضیلت در هنرهای زیبا و امور انسانی که همچنین به فرهنگ عالی شهرت دارد.
2. الگوی یکپارچه از دانش، عقاید و رفتار بشری که به گنجایش فکری و یادگیری اجتماعی نمادین بستگی دارد.
3. مجموعه‌ای از گرایش‌ها، ارزش‌ها، اهداف و اعمال مشترک که یک نهاد، سازمان و گروه را مشخص و تعریف می‌کند.
هنگامی که مفهوم «فرهنگ» برای نخستین‌بار در سده‌های هیجدهم و نوزدهم میلادی در اروپا به کار گرفته شد، بر فرایند کشت و زرع یا ترویج در کشاورزی و باغبانی دلالت داشت. چنان‌که واژه‌ی انگلیسی این مفهوم از واژه‌ی لاتین «کالتورا» (به لاتین: Cultura) از «کولر» (به لاتین: Colere) ریشه گرفته‌است که به معنای کشت، زراعت و ترویج است.
در آغاز سده‌ی نوزدهم میلادی این مفهوم بر بهبود یا پالایش و تهذیب نفس در افراد (به‌ویژه حین آموزش) استوار بود و سپس بر تأمین آرزوهای ملی یا ایده‌آل‌ها دلالت داشت. در نیمه‌ی سده‌ی نوزدهم میلادی برخی از دانشمندان واژه‌ی فرهنگ را برای ارجاع به ظرفیت جهان‌شمول بشری اطلاق کردند. ادوارد تایلر در سال ۱۸۷۱ فرهنگ را با تمدن مقایسه کرد و آن دو را کلیتی درهم‌تنیده دانست که شامل دین، هنر، اخلاق و هرگونه توانایی است که آدمی می‌تواند به دست آورد. «کلاکر» نیز فرهنگ را در کل مفهومی وصف‌گرایانه به معنای گنجینه‌ای انباشته از آفریندهای بشر تلقی کرد.از این رو کتاب‌ها، نقاشی‌ها، بناها و نیز دانش هماهنگ‌کردن خود با محیط و همچنین آداب و فضیلت‌های اخلاقی و دستورهای شایست و ناشایست، همگی جزئی از فرهنگ به شمار می‌رود. «مایرس» نیز فرهنگ را آن چیزی دانست که از گذشته‌ی آدمی به جای مانده‌است و بر اکنون و آینده‌ی او تأثیر می‌گذارد.
در سده‌ی بیستم میلادی «فرهنگ» به عنوان یک مفهوم محوری و کلیدی در انسان‌شناسی به کار رفت که همه‌ی پدیده‌های انسانی را دربر می‌گرفت و صرفاً نتیجه‌ی امور ژنتیکی به حساب نمی‌آمد. اصطلاح «فرهنگ» به‌ویژه در انسان‌شناسی آمریکایی دارای دو معنی بود:
1. ظرفیت و گنجایش تکامل‌یافته‌ی بشر برای دسته‌بندی و بیان تجربیات به واسطه‌ی نمادها و کنش پندارمآبانه و نوآورانه.
2. راه‌های مشخصی که مردم براساس آن در نقاط مختلف جهان زیسته و تجربیات خود را به شیوه‌های گوناگون بیان می‌کنند و به شکلی خلاقانه دست به کنش می‌زنند. پس از جنگ جهانی دوم این اصطلاح اگرچه با معانی مختلف از اهمیت بیشتری در دیگر رشته‌ها و حوزه‌های علمی مثل جامعه شناسی، مطالعات فرهنگی، روان‌شناسی سازمانی و علوم مدیریتی برخوردار شد.
پرفسور آیت الله مصباح یزدی در  کتاب مشکات هدایت در توضیح فرهنگ می نویسند: جامعه شناسان برای واژه ی «فرهنگ» حدود پانصد معنا ذکرکرده اند که پرداختن به تک تک آنها و بررسی نقاط قوّت و ضعف هر یک از آن معانی و مقایسه ی آن با دین بسی دشوار خواهد بود. ما در اینجا سه گونه تعریف- که هر یک از این گونه ها شامل تعداد زیادی از تعاریف می شودرا پیش می کشیم، سپس رابطه ی دین با هر یک را بررسی خواهیم کرد.
در برخی تعاریف، فرهنگ دربرگیرنده ی اعتقادات، ارزشها و اخلاق و رفتارهای متأثر از این سه، و همچنین آداب و رسوم و عرف یک جامعه معین تعریف می شود. در گونه ای دیگر از تعاریف، آداب و رسوم شالوده اصلی فرهنگ تلقی می شود و صرفاً ظواهر رفتارها، بدون در نظر گرفتن پایه های اعتقادی آن، به عنوان فرهنگ یک جامعه معرفی می گردد.
و بالاخره در پاره ای دیگر از تعاریف، فرهنگ به عنوان «عاملی که به زندگی انسان معنا و جهت می دهد» شناخته می شود.
تعریف هنجاری از فرهنگ
اصطلاح کلی برای راه و رسم های همگانی و پذیرفته شده اندیشه و عمل فرهنگ می باشد این اصطلاح تمامی راه و روش های قومی را که مردم در زندگی گروهی پرورانده اند ، شامل می شود . افزون بر این فرهنگ از گذشته به ما می رسد .
لینتون ۱۹۴۵
فرهنگ یک جامعه راه و رسم زندگی اعضاء آن است همچنین گمان ها و عاداتی است که می آموزند و در آنها با یکدیگر شریکند و از نسلی به نسلی منتقل می شود .
کلاکن – ۱۹۵۱
یک فرهنگ اشاراتی است به راه و روش مشخص یک گروه از انسانها ، یا طرح کامل زندگی آنان .
سوروکین ۱۹۴۹
جنبه فرهنگی جهان سوپر ارگانیک شامل معناها ، ارزشها ، هنجارهاست که واکنش ها و روابط شان ، گروه ها همبسته و ناهمبسته ای است که در رفتارهای آشکار و دیگر امور آشکارگری در جهان فرهنگی اجتماعی پدیدار عینیت می یابد .
فورد
فرهنگ عبارت از راه های ارتباطی برای حل مسائل است و ترکیبی است از پاسخ های پذیرفته شده ای که درست از کار در آمده اند . فرهنگ عبارت از راه حل های آموخته است .
استیو وارد ۱۹۵۰
فرهنگ در کل به معنای شیوه های آموخته رفتار است که به صورت اجتماعی از نسلی به نسلی دیگر در درون جامعه ای خاص شکل می گیرد .
یانگ ۱۹۳۴
صورت رفتار عادی مشترک در یک گروه یا جامعه فرهنگ است که از عوامل مادی و معنوی ساخته شده است
اسکود
فرهنگ عبارت است از همه ایده های آفریده آدمیان که از طریق جامعه به ذهن فرد وارد شده و او از آن آگاه است .
فورد ۱۹۴۲
فرهنگ شامل همه شیوه های اندیشه و رفتار است ، که از طریق کنش و واکنش های ارتباطی و به شکل نمادین نه وراثتی است دست به دست به نسلهای بعدی می رسد .
کلیفورد گیرتز
انسان موجودی است که در تورهایی از جنس معنا که خود می بافد گرفتار می شود . فرهنگ یکی از این تورهاست ، لذا نباید آن را به عنوان یک علم تجربی که به دنبال قوانین است تجزیه و تحلیل کرد ، بلکه باید به دنبال تبیین معنا و مفهوم آن بود .
ساختمان فرهنگی
مردم شناسان امریکایی معتقدند که ساختمان فرهنگی یک جامعه، بر سه پایه استوار است
1. پرورش نخستین(دوران کودکی)
2. رایط اجتماعی و اقتصادی
3. ترکیب جمعیت
این سه پایه روی هم زیربنای «شخصیت اساسی» یا «فرهنگ یک جامعه» را می سازند و روبنای این ساختمان را: آرمانشناسی(ایدئولوژی)، افسانه ها یا میث ها و نهادهای اجتماعی تشکیل می دهند که شخصیت اساسی بین روبنا و زیر بنا قرار گرفته است.
ایدئولوژی و فرهنگ
با اینکه ایدئولوژی از عوامل روبناست برخی آن را اساسی ترین عامل فرهنگ دانسته اند و آن را چنین تعریف کرده اند:« ایدئولوژی عبارتست از نظام عقاید سازمان یافته ای که از نظام ارزش ها تاثیر می پذیرد و به تفسیر و توجیه یک گروه پرداخته است و برای سیر تاریخی آن گروه جهت مشخص معین می کند.» و می گویند هر جامعه ای در ایدئولوژی خود خلاصه و تعریف می شود.
و فرهنگ تمدنیست است خاص یک مردم یا یک ملت که هیچ مردم و ملت دیگری در آن شرکت ندارد. مهر این ملت به روشی پاک نشدنی به روی این فرهنگ خورده است. و می توان گفت فرهنگ بسوی ویژگی میل می کند و تمدن بسوی کلیت.
فرهنگسرا چیست
فرهنگسرا ساختمانی است که در آن یک یا چند نهاد فرهنگی فعالیت دارند فرهنگسراها معمولاً شرایطی برای آموزش امور گوناگون فرهنگی و اجتماعی و همچنین آموزش پیشه‌ها و هنرهای گوناگون مانند نگارگری، کوزه‌گری، دوزندگی و جز اینها فراهم می‌گردد. برخی از فرهنگسراها کتابخانه و انتشارات ویژه خود را نیز دارا هستند. در ایران تا امروز بیشتر فرهنگسراها در شهر تهران و چند شهر دیگر مانند اصفهان برپا شده اند و معمولاً کوشیده شده برای هر منطقه شهرداری یک فرهنگسرای بزرگ ترتیب داده شود. برخی از فرهنگسراها بجز پوشش دادن منطقه خود به فعالیت‌های فرامنطقه‌ای نیز می‌پردازند. بسیاری از فرهنگسراها ویژه‌کار تخصصی اند یعنی فعالیت خود را گرد یک گروه یا یک محور کاری کرده متمرکز می‌سازند فرهنگسراها برپایه شیوه فعالیت به یکی از محورهای سه گانه شخصیت (کیستی)، محتوا (درونمایه) و نهاد می‌پردازند فرهنگسراهای شخصیت محور، عبارت‌اند از فرهنگسراهای کودک، نوجوان، جوان، دانشجو، دختران، بانو، و سالمند. فرهنگسراهای محتوا محور، عبارت‌اند از: اندیشه، قرآن، ولاء، انقلاب، پایداری، هنر، ملل، قانون، تیره‌ها (اقوام)، ورزش، ماه‌ بهمن، کار، دانش‌ها، تندرستی، طبیعت، و فناوری اطلاعات فرهنگسراهای نهاد محور، عبارت‌اند از خانواده، مدرسه، و شهر
فصل دوم
بررسی نمونه های مشابه
نمونه داخلی
فرهنگسرای نیاوران
فرهنگسرای نیاوران بنایی است در شمال شرقی شهر تهران. این بنا ساختمانی پست مدرنیستی است که با بهره گیری از عناصر معماری کهن ایرانی به صورت مینی مالیستی خودنمایی می کند.
معماری منحصر به فرد این مجموعه الهام گرفته از معماری سنتی ایران است که مفهومی فلسفی با خود به همراه دارد و با استفاده از طاقهای مرسوم روستایی و نورگیرهایی برگرفته از بادگیرهای کویری طراحی شده است.
بادگیرها به وضوح در فرم بنا خودنمایی می کنند و وظیفه انتقال نور را به داخل بنا دارند.
ساخت این بنا در تاریخ 1355 شروع و در سال 1356 به اتمام رسیده است و کل فضای مجموعه نیاوران 110 هزار متر مربع و زیربنای آن ده هزار متر مربع می باشد.
این بنا از لحاظ اقلیم در موقعیت معتدل کوهستانی است و به علت وجود بادهای شمالی،‌ معماری فرهنگسرا به صورت شرق و غرب طراحی شده است.
نورگیری این بنا از چهار طرف صورت می گیرد. گرچه ساختمان فرهنگسرای نیاوران به صورت قسمتهای مجزا طراحی شده و بعد در کنار هم قرار گرفته اما با بدعت های خاص طراح ارتباطی صحیح و جستجوگر میان دو ساختمان بوجود آمده است.
ساختمان این بنا با بتن مسلح اجرا شده است. طراح با ترکیبی میان بافت (بتون و سنگ)،‌ فرم (سازه هندسی) و نسبت توانسته ساختار جدی از معماری سنتی و مدرن خلق نماید.
سردر ورودی این بنا به صورت متقارن ایجاد شده به عنوان پیش ورودی برای دسترسی به در اصلی فرهنگسرا، این سردر برگرفته از ساختار هشتی در معماری سنتی است. حیاط مرکزی یکی دیگر از نمودهای سنتی است که در این بنا استفاده شده است، این قسمت دارای آب نما و باغچه است و درهای اصلی ساختمان به آن باز می شود.
فرهنگسرای نیاوران تهران امروز به عنوان بخشی از معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزاری برنامه های تخصصی هنری در بخش هنرهای تجسمی، موسیقی و نمایش را برعهده دارد و یکی از فعال ترین مجموعه های فرهنگی هنری تهران به شمار می رود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی این فرهنگسرا به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی واگذار شد و تا سال 1364 علاوه بر برنامه های هنری فعالیتهای دیگری از جمله انتشار کتاب، تفسیر و ترجمه قرآن مجید را انجام می داد. از سال 1367 پذیرش هنرجویان «مرکز آموزش هنر» از طریق آزمون سراسری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز شد که طی سه دوره 180 نفر با دریافت گواهینامه مقطع کاردانی از مرکز آموزش هنر (فرهنگسرای نیاوران) فارغ التحصیل شدند.
فرهنگسرای دانشجو (شفق)
این فرهنگسرا در سال 1373 در درون پارک شفق تهران آغاز به کار کرد.
با توجه به اهمیت مسائل فرهنگی در بین دانشجویان، بخش عمده فعالیت این فرهنگسرا در ارتباط با دانشجویان و جوانان در نظر گرفته شده است و با استقبال خوب آنها مواجه شده است.
فعالیت های آموزشی این مرکز عبارت است از:
1. کلاسهای فرهنگی: شامل علوم قرآنی و …
2. کلاسهای هنرهای تجسمی: طراحی نقاشی، خوشنویسی، سفالگری، تذهیب گل و مرغ و …
3. کلاسهای هنری موسیقی: دف، تبنک، تار، ویولون، گیتار، سنتور، آواز آقایان و …
4. کلاسهای آموزشی ویژه بانوان: خیاطی، فوریتهای پزشکی، گریم، یوگا، کلیه کلاسهای موسیقی غیر از آواز
5. کلاسهای کامپیوتر
6. کلاسهای آموزش زبان انگلیسی از متبدی تا پیشرفته
7. کلاسهای آموزش کودکان: قرآن، نقاشی، سفالگری، شطرنج، موسیقی و…
8. تربیت راهنمایان گردشگری
9. کلاسهای خبرنگاری و عکاسی خبری
سال اجتماعات فرهنگسرا دانشجو با ظرفیت 200 نفر دارای امکانات مناسب صوتی، تصویری، و اتاق گریم در زمینه تئاتر، کنسرتهای موسیقی، پخش فیلم (ویدئو و پروجکشن) و سایر برنامه های فعال است. گالری (نگارخانه) دانشجو با مساحت حدود 100 متر مربع و گنجایش 70 اثر هنری میزبان هنرمندان خلاق در زمینه های تجسمی، نقاشی، گرافیک، عکاس و پایان نامه های دانشجو می باشد. از فضای باز مقابل فرهنگسرا نیز به عنوان نمایشگاه فضای باز تحت عنوان پنج شنبه بازار هنری استفاده می شود. همان طور که قبلاً ذکر شد بخش عمده فعالیتهای این فرهنگسرا در ارتباط با دانشجویان و جوانان است کانونها و انجمنهای مختلفی در این زمینه فعال شده اند که عنوان آنها به شرح زیر است:
1. کانون دانشجویان نجوم
2. خانه دانشجوی هنر هفتم
3. کانون دانشجوی خبرنگاران جوان
4. انجمن دانشجویی پرستاران
5. کانون دانشجویی ادبی
6. کانون دانشجوی مدیریت هنری
7. جمعیت دانشجوی امام رضا (انجمن خیریه حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی)
8. کانون دانشجوی زیست شناسی
9. کانون دانشجوی کارشناسی ارشد
10. کانون دانشجوی ترویج گیاهان دارویی
از دیگر بخش های فرهنگسرای دانشجو می توان به فروشگاه کتاب، کتابخانه و بخش اداری اشاره کرد.
نمونه های خارجی
مرکز فرهنگی فناوری های فضایی اروپا
مرکز فرهنگی فناوری های فضایی اروپا اساسا مکمل و مویدی بر فرهنگ محلی و فعالیت های اجتماعی مرکز اجتماعات سابق در Vitanje شهری در اسلوونی که زادگاه Herman Potocnik Noordung اولین تئوریسین دانش های فضایی بوده است.این پروژه شامل رویداد ها و نمایش های فرهنگی و فعالیت های علمی چون تحقیق و کنفرانس ها می باشد.
ساختمان دارای یک سری حلقه های به هم پیوسته است که بر روی یکدیگر قرار گرفته اند تا سازه ای یکپارچه و شیبدار ایجاد کنند.طراحی ادغام دو کاربری در یک بنای واحد است:یک مرکز اجتماعات علمی،تالار چند منظوره دایره ای شکل ،کتابخانه محلی و موزه فناوری های فضایی همراه با نمایشگاه ها و فضاهای تحقیق.
KSEVT فعالیت های خاص عمومی،فرهنگی،اجتماعی و علمی را در کنار نمایشگاه های موقت و دائم ،کنفرانس ها و فعالیت های باشگاه های آموزشی در بر می گیرد.
ایده طراحی برای ساختمان KSEVT از فرود اولین ایستگاه فضایی برگرفته شده است که در کتاب Noordung با عنوان “مشکلات سفر به فضا _موتو راکت” در سال 1929 توصیف شده بود.
فضاهای اصلی نمایشگاهی دایره واردر اطراف تالار اصلی می گردد که با فضاهای تحقیقاتی بالا از طریق یک بازشوی دایره ای شکل در ارتباط است .این کار تعاملی بین جامعه محلی و برنامه های KSEVTایجاد می کند.
این بنا به فضاهای عمومی شهر وسعت می بخشد با حظور حجیم و پویای خود رابطه ای بین کلیسای اصلی که بر روی تپه ای در مرکز شهر واقع است ایجاد می کند بدین ترتیب فرهنگ و علم را در موقعیتی برابر با دین و کلیسا قرار می دهد.
ایستگاه فضایی Noordung به عنوان یک ماهواره ساکن طراحی و از سه قسمت تشکیل شده است:ایستگاه انرژی خورشیدی، رصد خانه و یک ماشین برای سکونت انسان.بعداز گذشتن چندین دهه از اندیشه سکونت انسان در فضا ،این ایده هنوز یکی از انقلابی ترین و دست نیافتنی ترین ایده ها باقی مانده است.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ماشین سکونت انسان یک ساختمان دایره ای شکل است که درآن نیروی جاذبه مصنوعی به وسیله نیروی گریز از مرکز ایجاد شده است.
این روش ساده ترین و در عین حال بهترین روش برای شبیه سازی سکونت انسان در حالت بی وزنی است.از آنجا که ما به این وضعیت عادت نداریم تاثیراتی منفی در دراز مدت بر بدن ما خواهد گذاشت.یک ایستگاه با این چرخش همچنین می تواند لحظه مناسبی از فرود سفینه های فضایی را نمایش دهد با توجه به این نکته که هنوز نیروی جاذبه زمن بزرگترین مانع برای آن است.
سازه بنا متشکل از بتن یکپارچه می باشد که آزادانه در بین جاده اصلی و رودخانه ای با ساحلی سرسبز قرار دارد.بیرون و درون بنا از دو سیلندر کم ارتفاع تشکیل شده است.سیلندر زیری بزگتر است و شیب مثبتی از شمال به سمت جنوب دارد.در حالی که سیلندر بالایی کوچکتربه سیلندر زیری در جنوب بنا متصل می گردد و در جهت مخالف شیب دارد.سیلندر زیری توسط سطح شفاف و شیشه ای ورودی نگه داشته شده است.
در بیرون تاثیرات پویای بین سیلندر ها وجود دارد که توسط حلقه های تمام شیشه ای در اطراف بنا تقویت شده است.به نظر می رسد ساختمان شناور است و از جوانب جنوبی و غربی به سمت جاده اطراف در حال چرخش است.بنا به دلیل جهتگیری به سمت زمین در جهات دیگر اتصالی قوی با بستر خود دارد.
تاثیرات فضایی بنا حس یک گرانش مصنوعی ،شناور بودن و چرخش را می دهد.بنا دو ورودی دارد،ورودی اصلی از میدان روبه روی بنا در قسمت جنوب شرقی که به فضای مرکزی منتهی می شود و ورودی شمال از سمت زمین شنی که در بالای رودخانه قرار دارد.
هشتی می تواند از فعالیت های درون تالار به وسیله یک پرده جدا شود .ورودی شیشه ای می تواند کاملا باز شود و فعالیت های داخل تالار با میدان ادغام گردد .تالار دایره ای شکل با ظرفیت 300 نفر از دو طرف با شیبراهه ای دایره مانند احاطه شده است.این نمایانگر آغاز فضای نمایشگاه است که از این نقطه تا پیش آمدگی سیلندر بزرگتر ادامه می یابد.
در غرب بنا دفاتر کوچکتری در طول شیبراهه وجود دارند .جهت صعود این شیبراه نشانگر گذار از فضای روشن تالار به فضای تاریک نمایشگاه است.
ارتباط عمودی بین پله و آسانسور بزرگ فضای نمایش را به طور مستقیم به هشتی متصل می کند.فضای نمایشگاه از طریق پایین آمدن و قرار گرفتن در میان راه پله و آسانسور به سیلندر کوچک ،تالا چند منظوره و تالار کنفرانس بالای تالار اصل هدایت می شود.از این مکان می توان فعالیت هایی که در تالار اصلی روی می دهد را مشاهده کرد.
سیلندر کوچک در بالاترین و شمالی ترین بخش خود به باشگاه محققان تاریخ فناوری های فضایی اختصاص یافته است که در آن می توانند فارغ از رویداد هایی که در پایین بنا رخ می دهد بر روی کار خود تمرکز کنند.
علاوه بر برنامه ها و مکان یابی خاص پروژه ،همکاری 4 دفتر معماری در پیشبرد کار بسیار منحصر به فرد است.ایده این همکاری در اولین جلسه ایجاد شد که در آن سرمایه گذار 4 دفتر را به همکاری در مسابقه ای داخلی دعوت کرد و در آن جا مسئولین دفاتر تصمیم گرفتند پروژه را با همکاری یکدیگر انجام دهند.
ایده اولیه از کارگاه های جدی و سختگیرانه دفاتر برخاسته است و سپس در مراحل مختلف پیشرفت پروژه در میان تمام دفاتر به اشتراک گذارده شد.
مرکز فرهنگی ژان ماری تجیبائو
مرکز فرهنگی ژان ماری تجیبائو اثر رنزوبیانو
ساخت مرکزی برای بیان فرهنگی کاناک تصمیمی بود که دولت فرانسه در طی کنفرانس صلح پس از شورشهای سال 1984 و 1988 در کالدونیای جدید اتخاذ کرد. این مرکز به نام رهبر کاناک که در سال 4989 کشته شد، نامگذاری شده است. آژانس توسعه فرهنگ کاناک به ریاست ماری کلود تجیائو، مسابقه ای بین اللملی برگزار کرد که رئیس جمهور فرانسه نیز حمایت از آن بر عهده گرفت.
این مکان بسیار زیبا حدود ده کیلومتری شرق نومه قرار دارد این پیشامدگی به شکل شبه جزیره ای است بین اقیانوس و تالاب. این موقعیت تضادهای قوی ایجاد می کند زیرا یک طرف آن رو به بادهای غالب و آبهای عمیق است. حال آنکه جانب دیگر رو به تالاب و بسیار آرام است. طرح پروژه از شکل محل و برجستگی آن گرفته شده است. طرح در طول یک ستون فقرات امتداد می یابد که تیغه تاج شبه جزیره را دنبال می کند. همچون در دهکده های کاناک، جاده سبب انسجام مجموعه می شود بناها در دو طرف در سه گروه ساختمانی قرار دارند بی آنکه تقارن خاصی داشته باشند و باغهایی آنها را از هم جدا می کنند به این ترتیب سه دهکده ایجاد شده است که هر کدام جزیره ای است با کارکردی معین با فضاهایی برای نمایش فرهنگ سنتی و معاصر.
فصل سوم
مبانی نظری طرح
رابطه دین و فرهنگ
پس از شناخت سه نوع تعریف از فرهنگ، اینک به موضوعات همسوورابطه میان آنها می پردازیم
دین که عبارت است از مجموعه ای از باورهای قلبی و رفتارهای عملی متناسب با آن باورها اگر با گونه ی نخست از تعاریف فوق مقایسه شود، جزء فرهگ تلقی می شود؛ زیرا فرهنگ در این دیدگاه هم شامل باورهای قلبی دینی و غیردینی و هم شامل رفتارها و اخلاق و آداب و رسوم دینی و غیردینی است. از این رو، «دین» جزء «فرهنگ» و زیرمجموعه ای از آن تلقی می شود.
چرا انسانها در جوامع دینی برای چیزهایی علاوه بر اموری که سایر انسانها آنها را خوب یا بد می دانندارزش مثبت یا منفی قایل اند. به عبارت بهتر، منشأ خوبی و بدی چیست. اما اگر دین را با گونه ی دوم از تعاریف مقایسه کنیم، از آنجا که در این نوع از تعاریف ظواهر رفتار و آداب و رسوم به عنوان فرهنگ شناخته می شوند، رابطه ی دین با فرهنگ بسان دو مجموعه ای که فقط در بخشی از اعضا مشترک هستند قابل شناسایی است، و در این دیدگاه نه دین کاملاً جزء فرهنگ است و نه فرهنگ زیر مجموعه ای از دین می باشد.
شاید بتوان گفت تعریف فرهنگ به عاملی که به زندگی انسان معنا و جهت می دهد، منطقی ترین سخن در تعریف این واژه می باشد، اما پیش از هر چیز باید روشن کنیم که معنادار بودن زندگی انسان یعنی چه؟
اگر برخی رفتارهای انسان را با حیوانات مقایسه کنیم، خواهیم دید علی رغم برخی تفاوت های شکلی، ماهیت این دو گونه رفتار یکی است. به عنوان نمونه: انسان و حیوان هر دو به هنگام گرسنگی به دنبال غذا و رفع گرسنگی می روند و خود را سیر می کنند. اما در عین حال، علی رغم جابجایی فیزیکی و سیر شدن که در انسان و حیوان بطور یکسان واقع می شود، ممکن است رفتار انسان بار ارزشی مثبت یا منفی بیابد. مثلاً اگر انسانی غذای دیگری را بدزدد و خود را با آن سیر کند، عمل وی دزدی، غصب و تجاوز به حقوق دیگران تلقی می شود که همگی بار ارزشی منفی دارد. همچنین در جامعه ی دینی یک سلسله از رفتارها وجود دارد که دارای ارزش مثبت و یا منفی هستند. به عنوان نمونه، غیبت کردن و روزه خواری در اسلام دارای ارزش منفی، و رازداری و روزه گرفتن دارای ارزش مثبت اند. نکته ی حائز اهمیت در این میان این است که چرا انسانها در جوامع دینی برای چیزهایی علاوه بر اموری که سایر انسانها آنها را خوب یا بد می دانندارزش مثبت یا منفی قایل اند.
آقای علی باقری در کتاب نقش فرهنگ در تحول دین و دولت مسلمانان در تعریف فرهنگ می نویسند: 
فرهنگ از متن قدیمی اوستایی و پهلوی فَرَهَنگ است . فَرَ به معنای پیش و هَنگ به معنای قصد و آهنگ است . هنجیدن و انجیدن به معنای بیرون کشیدن و بیرون آوردن : هنج و هنگ در دودهنگ یا دو دهنج به معنای دودکش است . واژه آهنگ به معنی قصد و اراده و عزم و همچنین موزونی در ساز و آواز است .    
فرهنگ از متن قدیمی اوستایی و پهلوی فَرَهَنگ است . فَرَ به معنای پیش و هَنگ به معنای قصد و آهنگ است .
واژه آهنگ به معنی قصد و اراده و عزم و همچنین موزونی در ساز و آواز است . فرهیختن و فرهختن و فرهنجیدن از همین ریشه است . به معنای آموختن ادب ، تربیت کردن.
کلمه فرهنگ در متون قدیمی پهلوی ، از جمله کارنامه اردشیر بابکان و دینکرت و غیره هم آمده است در فرهنگ رشیدی آمده است : ” فرهنج و فرهنگ ادب و اندازه و حد هر چیزی ، و ادب کننده و امر به ادب کردن بر این قیاس فرهنجیدن و فرهنجیده و فرهنجید . 
در قابوس نامه آمده است : بر مردم واجب است چه بزرگان و جه فروتنان ، هنر و فرهنگ آموختن . در تاریخ بیهقی آمده است : هر ولایتی را علمی خاص است ، رومیان را علم طب است ، هند را تنجیم و حساب و پارسیان را علوم نفس و فرهنگ .
در شاهنامه آمده است
ز فرزانگان چون سخن بشنویم به رأی و به فرمانشان بگرویم
کزیشان همی دانش آموختیم به فرهنگ دل ها بر افروختیم
سعدی
هر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست پنجه با زورآوران انداختن فرهنگ نیست. 
مولوی
دشمن عقل که دیده است کز آمیزش او همه عقل و همه علم و همه فرهنگ شدیم.
فرهنگ در دوران اخیر
چند دهه است که واژه فرهنگ مجدداً وارد زبان فارسی شده است و در مقابل: 
Culture و educationبکار گرفته شده است. جوامع غرب ، تمدن مدرن را با شوق کشف همه چیز بنیان نهادند. آنها محدوده طبیعت و کره زمین را برای شناسائی پدیده ها و جوامع گوناگون درنوردیدند. واژه کولتور را که در اصل به معنی کشت و کار بود ، ابتدا در آلمانی به کار گرفتند ، تا آن که به علوم اجتماعی رسید. آشنایی ایرانیان با مفاهیم اساسی جامعه شناسی از جمله کولتور ، آنها را به واژه فرهنگ هدایت کرد. واژه فرهنگ در زبان فارسی قدمتی کهن و دیرینه دارد ، و نه تنها در اولین نثرهای فارسی دری ، که در زبان پهلوی هم بسیار دیده شده است. در زبان فارسی از مصدر فرهیختن، کلمات بسیاری جدا شده است ، از جمله خود کلمه فرهنگ است . فرهیختن به معنای علم و ادب و هنر می باشد ، و اساساً در زبان پهلوی فرهنگستان به معنی محل آموزش، یا آموزشگاه بوده است . واژه فرهنگ برای مدتی از یادها رفته بود تا آن که در سال ۱۳۱۴ با تأسیس فرهنگستان ایران ، و تبدیل وزارت معارف به وزارت فرهنگ مجدداً در سطح جامعه مطرح شد ، واژه فرهنگ در ایران در ابتدا در مقابل edcation ، آموزش و تربیت مطرح شد. فرهنگیان کسانی بودند که در کار آموزش و پرورش جامعه بودند ، تا آن که فرهنگ در مقابل Culture مطرح شد . و آموزش در مقابل education رفت.
تحول معنای فرهنگ
فرهنگ از ابتدای پیدایش مفهومی واحد و مشخصی نداشته است . اما ظاهراً از اواخر قرن ۱۸ در مطالعاتی که مستشرقین و صاحبنظران تاریخ ، در باب تمدن جوامع گوناگون جهان داشته اند ، این مفهوم شکل گرفته و ظاهر شده است . این مورخان توجه چندانی به تاریخ سیاسی و نظامی نداشته اند . بلکه توجه به روش زندگی جوامع داشته و اسناد زیادی درباره ادوار تاریخی و تمام جوامع شناخته شده جمع آوری کردند ، از دید آنان تاریخ جهان تاریخ پیشرفت بشریت است و مطالعه تطبیقی جوامع و تمدن ها آثار این پیشرفت را به خوبی نشان می دهد ، از دید آنان تاریخ تطبیقی می باید امکان تمیز و تشخیص ادوار تاریخی جوامعی را که مراحل متفاوت پیشرفت بشری نشان داده است فراهم آورد ، بدین منظور این محققان لحظات تاریخی را که با افزایش شناخت و معرفت ، گسترش هنرها ، آداب ، رسوم و بهبود نهادهای اجتماعی همراه است مشخص می کردند و بدین سان می توانستند از یک دوره پیشرفت سخن برانند. 
واژه فرهنگ Culture از فرانسه عاریت گرفته شد . که در قرون وسطی به معنای پرستش مذهبی بود. سپس به معنای پاشیدن بذر در زمین بکار رفت ، و سرانجام در قرن ۱۸ به معنای تربیت روح شد . 
در این دوران در اروپا از جمله آلمان واژه فرهنگ برای بیان تکامل در پیشرفت بکار گرفته شد . در ۱۷۸۲ یوهان کریستف آدلونگ مقاله ای تحت عنوان ” مقاله ای راجع به تاریخ فرهنگ نوع بشر ” تدوین کرد و ۸ مرحله تاریخی برای انسان از ابتدا تشخیص داده و آن را با مراحل زندگی فردی مقایسه کرد پس از او صاحبنظران دیگر کوشیدند در تبین واژه فرهنگ از تاریخ تمدن بهره گیرند . 
در این دوران واژه فرهنگ به معنای پیشرفت فکری یک شخص و یا به عبارت دیگر برای ایجاد پیشرفت فکری بکار رفت ، و پس از آن معنای وسیع تر گرفت ، و از طریق تمثیل برای مشخص کردن پیشرفت فکری و اجتماعی انسان بطور عام و جماعات و بشریت بکار گرفته شد . و برای اولین بار معنای جمعی پیدا کرد . اما باز هم در بطن خود به معنی حرکتی به جلو ، بهتر شدن و شدن بود. 
البته در دیدگاه فلسفه عمومی تاریخی (چنان که در نزد هگل بود) این معنی بکار نرفت ، هگل،که از مفهوم عقل و خرد استفاده می کرد . و به دنبال انجام یک کار فلسفی بود . در حالی که جامعه شناسان به جای کار فلسفی دنبال رویه و کار علمی بودند . آنان به آثاری در زمینه مردم نگاری روی آوردند . این یکی از وجوه جالب مفهوم جامعه شناختی فرهنگ است که از تاریخ سرچشمه می گیرد و فلسفی نیست . 

Leave a Comment