منبع تحقیق c (3369)

3 – 2- 3 نقد اصطلاح پدیده ی قرآنی در نوشته های جابری…………………………………………………………………………..53
3 – 2 – 4 نقد واکاوی های قرآنی جابری طبق ترتیب نزول…………………………………………………………………………….55
3– 2- 5 نقد دیدگاه جابری در باره ی امی بودن پیامبر(ص)……………………………………………………………………………58
فصل چهارم: مقایسه ی آرای جابری در زمینه ی علوم قرآنی با دیگر جریان های فکری ………………………………..64
4 – 1 – 1 پیرامون تفسیر و انواع آن………………………………………………………………………………………………………………..66
4 – 1 – 2 روش تفسیر قرآن به قرآن علامه محمد حسین طباطبایی……………………………………………………………..68
4 – 1 – 3 جابری و تفسیر قرآن به قرآن…………………………………………………………………………………………………………..71
4 – 1 – 3 – 1 تفسیر قرآن به قرآن؛ تفسیر النص بالنص (تفسیر متن به متن)……………………………………………..71
4– 2 – 1 الف: زندگی نامه ی شیخ محمد عبده……………………………………………………………………………………………….77
4– 2 – 2 ب: زندگی نامه ی محمد رشید رضا………………………………………………………………………………………………….78
4 – 2 – 3 سبک تفسیری المنار………………………………………………………………………………………………………………………..79
4 – 2 – 3 – 1 عقل در تفسیر المنار…………………………………………………………………………………………………………………84
4 – 2 – 4 اندیشه ی تفسیری محمد عابد الجابری…………………………………………………………………………………………..85
4 – 3 – 1 زندگی نامه ی نصر حامد ابوزید……………………………………………………………………………………………………….89
4 – 3 – 2 بررسی تطبیقی میان دو کتاب «مفهوم النص» و «مدخل الی القرآن الکریم» …………………………….89
4 – 4 – 1 زندگی نامه ی محمد ارکون……………………………………………………………………………………………………………..94
4 – 4 – 2 بنیادهای قرائت معاصر قرآن کریم……………………………………………………………………………………………………94
4– 4 – 2 – 1 التاریخانیه(تاریخی نگری)………………………………………………………………………………………………………….95
4– 4 – 2 – 2 التأویل(هرمنوتیک)…………………………………………………………………………………………………………………….96
الف: تأویل بر محور زمانی……………………………………………………………………………………………………………………………………..96
ب: تأویل بر محور غایات(تأویل مقاصدی)…………………………………………………………………………………………………………..96
4– 4 – 2 – 3 به کارگیری روش های علوم انسانی………………………………………………………………………………………….98
4 – 4 – 2 – 4 عقل گرایی در تفسیر متن قرآنی……………………………………………………………………………………………98
فصل پنجم: تأثیر جریان شرق شناسی بر اندیشه ی محمد عابد الجابری ………………………………………………………102
5 – 1 – 1 پیرامون شرق شناسی و پسا شرق شناسی……………………………………………………………………………………103
5 – 1 – 2 اندیشه ی محمد عابد الجابری پیرامون ابعاد مختلف دانش شرق شناسی………………………………….105
5 –2–1 محمد عابد الجابری و جمع قرآن………………………………………………………………………………………………………108
5 –2–2 نولدکه، جابری و عدم جمع قرآن در زمان پیامبر(ص)…………………………………………………………………….111
5 – 3 منتقدان و اندیشه ی شرق شناسی محمد عابد الجابری……………………………………………………………………..115
5– 4 – 1 روش ها و ابزار کار جابری……………………………………………………………………………………………………………….120
5 – 4 – 1- 1 نظام معرفتی (اپیستمه ی) فوکویی…………………………………………………………………………………………120
5- 4- 1- 2 رویکرد ساختارگرایی……………………………………………………………………………………………………………………121
5- 4- 1 – 3 ناخودآگاه معرفتی ژان پیاژه………………………………………………………………………………………………………122
فصل ششم………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….123
جمع بندی و نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………………124
منابع……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………129
مقدمه
پژوهشگران و ناظران بر احوال امت اسلامی با نگرش بر شرایط انسانی سختی که جامعه ی بشری دست به گریبان آن است و همچنین با تتبع در وضعیت جنبش های فکری دینی و ارزش های اخلاقی، خواهند دید که فاصله ی بسیاری میان زندگی یک فرد مسلمان و آنچه خداوند متعال در قالب وحی الهی به منظور فراهم آوردن یک زندگی آرمانی برایش ترسیم کرده، وجود دارد. متن قرآنی به مثابه ی قطب متون دینی است و تمدن اسلامی با تمام ملل، گروه ها و زبان های درونش بر پایه ی این متن مقدس بنا شده و بدین ترتیب این متن اساسی ترین نقش را در رسیدن به این زندگی آرمانی بر عهده دارد.
اما از آنجا که معتقدیم این متن الهی متعلق به همه ی آحاد بشری و تمامی مکان ها و زمان هاست، آیا این اعتقاد برای قانع ساختن آحاد امت اسلامی و حتی جهان به منظور بنای تمام امورشان(اعم از اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و بین المللی و…) بر روی این متن کافی است؟ آیا این موضوع که قرآن متعلق به همه ی زمان ها و مکان هاست یک اعتقاد شخصی است؟ و آیا این شمولیت مکانی و زمانی شامل مثلا عصر طبری و طبرسی و دیگر مفسران نیز می شود؟ آیا ما باید قرائت سلف صالح از قرآن کریم را بر جهانیان عرضه کرده و آن را مسیر دستیابی به زندگی آرمانی معرفی کنیم و بدین ترتیب شمولیت مکانی و زمانی قرآن محقق می شود؟ و یا اینکه شایسته است با توجه به تغییرات زمانی و مکانی و در سایه سار تجدد و پیشرفت جهانی و با استفاده از ابزارهای نوین و علوم جدید، قرائت جدیدی از قرآن کریم را ارائه دهیم؟ قرائتی که با انسان متمدن و نظام تمدن جهان معاصر هماهنگ و همسو باشد.
مفسر در این قرائت جدید و در تعامل با متن قرآن کریم به طرح پرسش هایی معاصر و عرضه ی آنها بر قرآن کریم می پردازد و هدف از این پرسش ها، معاصر کردن این متن برای مخاطبانش است. از جمله ی این مفسران معاصر می توان به محمد عابد الجابری اشاره کرد که با دغدغه ی معاصر کردن مقروء(متن قرآن کریم) به ارائه ی تفسیری سه جلدی از قرآن کریم با عنوان «فهم القرآن الحکیم؛ التفسیر الواضح حسب ترتیب النزول» بر آمد و در این تفسیر به جای رجوع به سنت تفسیری در باب آیه یا واژه، به آن موضوع در چارچوب آیات قرآن پرداخته و آیات مربوط به آن موضوع را بررسی کرده و درک موضوعی از آن ارائه داده است و از سوی دیگر به بررسی رابطه ی آیه یا واژه با محیط عینی حاکم بر ورودش در قرآن کریم پرداخته است. وی قبل از ورود به حوزه ی تفسیر بر خود لازم دید که این متن را به صورتی معاصر برای مخاطب شناسایی کند و به همین خاطر مدخلی حدودا 500 صفحه ای را به عنوان مقدمه ای بر این تفسیر و با عنوان «مدخل إلی القرآن الکریم» نوشت.
این تفسیر و مدخل آن و حتی شخصیت این اندیشمند برجسته تا حدودی در محافل قرآنی ما ناشناخته است و هدف از نگارش این پایان نامه معرفی جابری، اندیشه های وی – به ویژه اندیشه های قرآنی اش – و بررسی و نقد کتاب مدخل إلی القرآن الکریم است.
فصل اول
کلیات تحقیق
1- بیان مساله
قرآن به عنوان اصیل ترین متن دینی و تشکیل دهنده ی فرهنگ و علوم اسلامی همواره موضوع مطالعه و پژوهش های گسترده از سوی عالمان مسلمان با رویکردها و دانش های تخصصی متفاوت بوده است. دسته ای از این افراد در روزگار نو تلاش کرده اند با استفاده از روش های نو با متن قرآن برخورد کرده و تفسیرهایی نوین از آن ارائه دهند. البته همه ی این قرائت ها همسان نبوده و از پایه های یکسان آغاز نکرده و روش های یکسان به کار نبرده و به نتایج شبیه به هم نیز نرسیده اند.
اندیشمندانی همچون «محمد عابد الجابری» بر آن هستند که برخی روش ها در درون سنت فکری پیشینیان ما هستند که به کار ارائه ی تفسیری نو و مناسب حال زمانه از قرآن می آید و با استفاده از همین روش های درون سنتی (که نمونه ی آن را ما می توانیم در تفسیر قرآن بر حسب ترتیب نزول آن چنان که نزد برخی متفکران مسلمان همچون «شاطبی»1 یافت به خوبی مشاهده کنیم) می توان روشی نو ارائه داد که تفسیری درست تر از متن قرآن عرضه می کند.
جابری البته (که برخی او را به نام ترین اندیشمند جهان عرب در دوران معاصر شمرده اند و از ویژگی های اندیشه ی وی می توان به این اشاره کرد که او دستگاه فکری خود را بر پایه هایی برآمده از سنت فکری مسلمانان بنا می نهد) به عنوان متخصص حوزه ی مطالعات سنتی کتاب های زیادی در باب سنت نوشته است که در لابلای آن ها به موضوع متن قرآن و چگونگی تفسیر و قرائت جدید آن پرداخته است.
اما افزون بر این همه، وی در دوره ی اخیر از حیات فکری خود تألیفات مستقل در باب قرآن ارائه کرده است که تحت نام «مدخل الی القرآن الکریم» منتشر شده اند. این نوشته های محمد عابد جابری از جمله کتاب هایی است که با استفاده از دستاوردهای جدید و با توجه به زمینه های اجتماعی به متن قرآن پرداخته و سعی می کند تا قرائتی جدید از آن ارائه دهد که هم هنجارهای علوم نو را رعایت کند و هم پایه در سنت داشته باشد.

2- پیشینه ی علمی
الف: اندیشه ی جابری در زبان فارسی از سوی نویسندگان مختلف مورد توجه قرار گرفته و نوشته هایی از وی ترجمه شده و مقالات و گفتارهایی در باره ی اندیشه ی او و شرح آرایش از سوی نویسندگان ارائه شده است. از جمله می توان به کتابی در شرح آرای جابری اشاره کرد که «محمد تقی کرمی» نگاشته و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی آن را در تیراژ محدود چاپ کرده است. همچنین برخی کتاب های جابری به فارسی برگردانده شده اند که از آن جمله می توان به «عقل سیاسی در اسلام» و «ما و میراث فلسفی مان» اشاره کرد. افزون بر این برخی مقالات از وی و در باب وی در مجلاتی مختلف نگاشته شده است که از این میان می توان به مقالات منتشر شده در شماره های مختلف مجله ی «نقد و نظر» اشاره نمود.
ب: اما در این میان، آرای وی در زمینه ی قرآن از سوی نویسندگان حوزه ی زبان فارسی مورد توجه و واکاوی واقع نشده است. هم کتاب های وی درباره ی متن قرآن و چگونگی تفسیر و صورت بندی آن مورد ترجمه قرار نگرفته اند و هم مطالعه ای در باب آرای قرآنی ایشان به زبان فارسی صورت نگرفته است. در این میان تنها می توان به این نکته اشاره کرد که در یکی از فصول کتاب «عقل سیاسی در اسلام» وی به متن قرآن و چگونگی شکل گیری آن در پیوند با زمینه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی اشاره کرده است که تنها همین متن از متون وی که رابطه ای با بررسی های قرآنی دارد به فارسی موجود است.
ج: برخلاف جریان غالب در اندیشه ی دگراندیش مسلمان که همواره بنا را بر قرائت های تجدد گرایانه نهاده اند و بر کاربرد روش های غربی در ارائه ی قرائت های جدید از سنت ومتون دینی مسلمانان تأکید کرده اند اما محمد عابد الجابری همواره بر این نکته پای فشرده است که می توان بر پایه ی سنت های فکری بزرگان اندیشه در جهان اسلام همچون «ابن رشد»2 و «ابن حزم»3 و «شاطبی» اصول روشی جدید را بنیاد ریخت که هم از سنت فکری ما گسسته نباشد و هم با نیازهای نوین سازگار باشد.
وی بر آن است که قرائت سنت اسلامی بر پایه ی روش هایی برآمده از بیرون از حوزه ی فکری مسلمانان قرائتی نادرست است و برای ارائه ی یک قرائت درست باید کاملا در حوزه ی اسلامی جای گرفت و از چشم انداز سنت به سنت نگاه کرد. بنابراین به نظر می رسد معرفی اندیشه های وی که در جهان عرب با استقبال فراوانی حتی در میان لایه های متدین روبرو بوده است، گامی مثبت در راستای معرفی اندیشه ی معاصر مسلمانان باشد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3- مسائل و پرسش های تحقیق
الف: مؤلفه های اندیشه ی محمد عابد الجابری در حیطه ی علوم قرآن وتفسیر کدام اند؟
ب: میان آرای جابری در باب تفسیر قرآن از یک سو و میراث تفسیری و علوم قرآنی مسلمانان چه پیوندهایی می توان برقرار کرد؟
ج: کتاب مدخل إلی القرآن الکریم در زمره ی کدام یک از روش های بررسی متن قرآن نگاشته شده است؟
د: نقاط قوت و ضعف این کتاب در قیاس با نوشته های کلاسیک تر و نوشته های شرق شناختی کدام است؟

4- اهداف و ضرورت ها / فواید علمی و کاربردی تحقیق
در میان نواندیشان دینی جهان اسلام برخی با تأکید بر مرکزیت فقه به راه مطالعات فقه شناسی رفته اند و برخی با تأکید بر اینکه تمدن اسلامی تمدن متن – محور است برای بررسی اندیشه ی اسلامی به متن مقدس یعنی قرآن به عنوان نقطه ی مرکز و آغاز پرداخته اند.
از میان اندیشمندان دینی جهان عرب که پرچمدار اندیشه ی مبتنی بر مرکزیت فقه در تمدن اسلامی هستند، مهم تر از همه جابری است که به باور برخی در میان اندیشمندان جهان عرب جایگاهی شبیه به جایگاه «کانت» دارد. این اندیشمند با نوشته های مختلف خویش و در رأس همه پروژه ی «نقد عقل عربی» نام خود را به عنوان یکی از مهم ترین اندیشمندان معاصر عرب مطرح کرده است. نظرات وی در کشورهای مختلف جهان اسلام با استقبال فراوان روبرو بوده است و برخی کتاب های او به بیش از 20 زبان ترجمه شده اند.
هرچند که جابری در دوره های مختلف فعالیت فکری خویش به متن قرآن و جایگاه آن در تمدن اسلامی توجه نشان داده است اما این توجه همیشه یکسان نبوده و از دوره ای به دوره ی دیگر فرق کرده است. بر این اساس در اندیشه های وی می توان میان دو دوره ی اصلی قائل به تفاوت بود. دوره ی اول که در آن جابری به مرکزیت فقه و اصول فقه در تمدن اسلامی تأکید می کند و پروژه ی نقد عقل عربی حاصل این دوران است و دوره ی دوم که جابری به بررسی متن قرآن به مثابه ی عنصر مرکزی تمدن اسلامی می پردازد. در این دوران وی با آغاز یک پروژه ی جدید در راه بازخوانی و ارائه ی یک تفسیر نو از متن قرآن پای در میدانی نهاد که پیش از وی نوگرایانی همچون محمد أرکون4 و نصر حامد ابوزید5 پای در آن گذاشته بودند. اما وجه تفاوت وی با اینان بارز بودن سویه های جامعه شناختی در بررسی های اوست. به بیان دیگر در برابر ارکون و ابو زید که به قرآن به مثابه ی یک متن زبانی می پردازند که باید با شیوه ای زبان شناسانه ی محض مورد بررسی قرار گیرد جابری برجنبه های سوسیولوژیک تأکید می کند و حتی آن گاه که به زبان شناسی توجه دارد منظور وی زبان شناسی اجتماعی است.
مهم ترین نوشته های جابری در دوران دوم، پروژه ی «مدخل إلی القرآن الکریم» است که وی جلد اول آن را در سال 2006 چاپ کرد و تا کنون سه مجلد آن چاپ شده است.
آن چه تا به اینک از سوی نویسندگان در حوزه ی اندیشه ی جابری مورد توجه بوده است آراء و نظرات مربوط به دوران نخست اندیشگی وی و به طور عام نظرات وی در باب سنت بود و آرای وی در دوره ی دوم – که طی آن او به قرآن کریم توجه بیش تری نشان داده و پای در راه ارائه ی خوانشی نو از قرآن می نهد – مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفته است. در این نوشتار می کوشیم که آرای جابری را در حوزه ی مطالعات قرآنی مورد بررسی و واکاوی قرار داده و از یک سو شباهت ها و تفاوت های کار جابری در پژوهش قرآن را با آثار اندیشمندان نوگرای عرب همچون ابوزید و ارکون و اندیشمندان نوگرای ایران همچون دکتر سروش نشان دهیم و از دیگر سو به مقایسه ی کار او در باب تفسیر متن قرآن با آرای مفسران جدید جهان اسلام دست زده و دست آخر کاستی روش وی را در مقایسه با اندیشمندان مسلمانی مثل علامه طباطبایی و سید قطب و یا شاگردان وی بروز دهم و در صورت امکان تفاوت های روش وی را با برخی شرق شناسان همچون شاخت و بروکلمان و آرای آنان درباره متن مقدس مسلمانان بیان کنم.
فصل دوم
زندگی نامه و کتاب شناسی

محمد عابد الجابری
2 – 1 زندگی نامه
2– 1 – 1 زندگی نامه
محمدعابد الجابری نیمه ی شوال سال 1354 قمری برابر با 27 دسامبر 1935 میلادی در شهر «فجیج» واقع در شرق کشور مراکش متولد شد.
جابری در کتاب «حفریات إلی الذاکره» که در آن شرح حال زندگی خود را تا سن بیست و پنج سالگی نوشته است نخستین گام های پرورش خود را این چنین بیان می کند:
«در این قصر؛ قصر زنّاکه، رفیق ما متولد و پرورش یافت. در آن زمان، فجیج دروازه ای از دروازه های صحرا و مرکزی استراتژیک و نیز مرکز علمی مهمی بود که صوفیان، علماء و مدعیان به آن روی می آوردند و عبدالجبار الفجیجی جد مادری رفیق ما و دیگر فرزندان و نوادگان او، نسل آخر سلسله ی علماء، اولیاء و صوفیان این شهر به حساب می آمدند.»6
در سال 1953میلادی پس از آنکه مقطع دبیرستان مدرسه ی المحمدیه در دارالبیضا ی مغرب تعطیل شد جابری در مقطع دبستان همان مدرسه به تدریس پرداخت. علت تعطیلی مقطع دبیرستان آن مدرسه تبعید محمد خامس؛ پادشاه مغرب بود. در سال 1956میلادی موفق به اخذ دیپلم و مدرک تجربی آموزش ابتدایی شد و این مسأله باعث گردید تا وی بتواند به عنوان معلم رسمی در سال 1957میلادی به استخدام آموزش و پرورش کشور مغرب درآید.
در سال 1956میلادی اولین مدرک خود را در زمینه ی ترجمه دریافت کرد و تابستان 1957میلادی را در تحریریه ی روزنامه ی «العلم» گذراند. پس از آن در دانشگاه دمشق، که در آن زمان مرکز ملی گرایی عربی بود، مشغول تحصیل در رشته ی فلسفه شد.
با وجود ناکامی پروژه ی وحدت عربی مصر و سوریه در آن زمان، همچنان هویت فکری مسلط بر جهان عرب، همان هویت چپ و کمونیستی باقی ماند و به تبع آن، هویت اندیشمندان عرب آن روزگار نیز همان هویت چپ و کمونیستی بود. جابری نیز در رشد فرهنگی اش فرزند روزگار و شرایط فرهنگی خود بود.7
در سال 1964میلادی مدرک کارشناسی و در سال 1967میلادی مدرک مطالعات عالی خود را در رشته ی فلسفه اخذ کرد و از همان سال در دانشکده ی ادبیات شهر رباط به تدریس فلسفه و اندیشه ی عربی – اسلامی پرداخت. در سال 1970میلادی، در همان دانشگاه، رساله ی دکتری خود را با عنوان «العصبیه و الدوله؛ معالم نظریه خلدونیه فی التاریخ العربی الإسلامی» دفاع کرد.
جابری در سال 1971میلادی رساله ی دکتری خود را در قالب کتاب با عنوان «فکر إبن خلدون: العصبیه و الدوله؛ معالم نظریه خلدونیه فی التاریخ الإسلامی» منتشر کرد و با این اقدام، گرایش سیاسی خود را به دولت ملی – عربی ظاهر نمود. اما در مطالعات مدرنیسم و واکاوی میراث، به شیوه های مطالعاتی غربی گرایش داشت.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

جابری، پیش از آنکه پروژه ی فکری بزرگ خود، یعنی «نقد عقل عربی» را از نظر شکل گیری، ساختار و عقل سیاسی و اخلاقی در دو دهه ی پایانی قرن گذشته آغاز کند، کتاب «اضواء فی مشکل التعلیم» را در سال 1973میلادی و کتاب های «من أجل رؤیه تقدمیه لبعض مشکلاتنا الفکریه و التربویه» و «مدخل إلی الفلسفه» را در دو جلد در سال 1976میلادی منتشر کرد.
شهرت اندیشه ی جابری در نقد میراث است و در آثار خود بیشتر به این موضوع پرداخته است. از این رو، وی بعد از نگارش کتاب «الخطاب العربی المعاصر» در سال 1982میلادی نگاه خود را به مسأله ی مهم نقد عقل عربی دوخت و این مرحله با نگارش و انتشار کتاب «تکوین العقل العربی» در سال 1984م آغاز شد و سپس با انتشار کتاب «بنیهالعقل العربی» 1986م و «العقل السیاسی العربی» 1990م ادامه یافت.
از دیگر آثار مهم وی در این مرحله ی فکری می توان به «نحن و التراث» 1980میلادی، «التراث و الحداثه» 1991میلادی، «درآمدی بر فلسفه ی علوم» 1976میلادی، «إشکالیات الفکر العربی المعاصر» 1988میلادی و چند کتاب دیگر و تعدادی مقاله اشاره کرد.
جابری در سال 2006میلادی، با انتشار کتاب «مدخل إلی القرآن الکریم، الجزء الأول؛ فی التعریف بالقرآن» بار دیگر نگاه مجامع، محافل و اشخاص مختلف را به سوی خود جلب کرد. وی حیات علمی خود را با تألیف این کتاب و سپس نگارش تفسیر قرآن کریم در سه مجلّد با عنوان «التفسیر الواضح حسب ترتیب النزول» به پایان رساند.
دکتر محمد عابد الجابری در روز سوم ماه می سال 2010 میلادی برابر با 13 اردیبهشت ماه 1389 شمسی در حالی در هفتاد و پنج سالگی درگذشت که میراث فکری پربار و تلاش های فکری برجسته همراه با پرسش های بسیاری از خود به جا گذاشت. اغراق نیست اگر گفته شود که پروژه ی فکری جابری در اندیشه ی معاصر عرب همتایی نداشت. وی اندیشمند و فیلسوفی نوگرا، ممتاز، بی نظیر و نوآور در تحلیل ها و تشخیص هایش در باره ی میراث و اندیشه ی معاصر عرب و همچنین در نگاه به قرآن کریم بود.
جابری با به یادگار گذاشتن چهل کتاب درگذشت، در حالی که مردمی ترین اندیشمند در محافل جهان عرب بود و زندگی علمی و فکری خود را با پرداختن به تفسیر قرآن به پایان برد.
نکته ی قابل توجه در حیات جابری آن است که وی بر خلاف اکثر اندیشمندان و روشنفکران عرب هرگز دیار خود را ترک نکرد، وی در مراکش درس خواند، تدریس کرد و آثار درخشان خویش را پدید آورد و سرآمد اندیشمندان معاصر شد.

2– 1 – 2 تألیفات
محمد عابد الجابری در طول هفتاد و پنج سال زندگی خود، حدود چهل تألیف از خود به جای گذاشت که در حوزه ی نقد فرهنگ عربی – اسلامی و همچنین تفسیر قرآن کریم تحول ویژه ای ایجاد کرده است. در ادامه به معرفی تألیفات وی، طبق سال انتشار می پردازیم.
– فکر إبن خلدون: العصبیه و الدوله؛ معالم نظریه خلدونیه فی التاریخ الإسلامی، (1971م)
– مدخل إلی فسفه العلوم (مجلدان)، (1976م)
– من أجل رؤیه تقدمیه لبعض مشکلاتنا الفکریه و التربویه، (1977م)
– نحن و التراث؛ قراءات معاصره فی تراثنا الفلسفیه، (1980م)8
– الخطاب العربی المعاصر؛ دراسه تحلیلیه و نقدیه، (1982م)
– الدیمقراطیه و حقوق الإنسان
– المنهاج التجربی و تطور الفکر العلمی، (1982م)
– تطورّ الإنتلنجسیا المغربیه: الأصاله و التحدیث فی المغرب، (1984م)
– تکوین العقل العربی، (1984م)9
– وحده المغرب العربی، (1987م). (این کتاب شامل 12 گفتار از 12 تن از اندیشمندان بزرگ جهان عرب است که بحث اول کتاب به نوشتار دکتر محمد عابد الجابری با عنوان «فکره المغرب العربی أثناء الکفاح من أجل الأستقلال» اختصاص دارد.
– المغرب المعاصر: الخصوصیه و الهویه.. الحداثه و التنمویه، (1988م)
– التعلیم فی المغرب العربی، (1989م)
– التراث و الحداثه.. دراسات و مناقشات، (1991م)10
– المسأله الثقافیه، (1994م)
– المثقفون فی الحضاره العربیه.. محنه إبن حنبل و نکبه إبن رشد، (1995م)11
– العقل السیاسی العربی، (1995م)12
– مسأله الهویه: العروبه و الإسلام.. والغرب، (1995م)
– حفریات فی الذاکره.. المشروع النهضوی العربی، (1997م)
– الدین و الدوله و تطبیق الشریعه، (1996م)
– التنیمه البشریه و الخصوصیه السوسیوثقافیه، (1997م)
– فصل المقال فی مابین الشریعه و الحکمه من الاتصال، (1997م)
– قضایا فی الفکر العاصر، (1997م)
– إبن رشد: سیره و فکر، دراسه نصوص، (1998م)
– أضواء علی مشکل التعلیم بالمغرب، بی تا
– تطور الفکر الریاض والعقلانیه المعاصره، بی تا
– العقل الأخلاقی العربی، (2001م)
– مدخل إلی القرآن الکریم؛ الجزء الأول: فی التعریف بالقرآن، (2006م)
– فهم القرآن الکریم؛ التفسیر الواضح حسب ترتیب النزول (ثلاث مجلدات)، (2008م)
2 – 1 – 3 مقالات
محمد عابد الجابری در طول حیات علمی خود، علاوه بر کتاب های مذکور، مقالات بسیاری را تألیف کرد که برخی از‌آن ها نیز به زبان فارسی ترجمه شده اند. عناوین مقالات ترجمه شده ی ایشان به زبان فارسی، به شرح زیر است:
– دانش فقه، بنیاد روش شناخت عقل عربی، اسلامی، ترجمه ی محمد خلجی، مجله ی نقد و نظر، پاییز 1376، شماره ی 12، صص 114 تا 140
– بازگشت به اخلاق، ترجمه ی حسن محبوب، مجله ی نقد و نظر، زمستان و بهار 1376 و 1377، شماره ی 13 و 14، صص 78 تا 104
تبیین ساختار عقل عربی در گفتگو با محمد عابد جابری، ترجمه ی محمد تقی کرمی، مجله ی نقد و نظر، تابستان و پاییز 1379، شماره ی 23 و 24، صص 399 تا 446
– خاور شناسی و فلسفه ی اسلامی روش و نگرش، ترجمه ی اسماعیل باغستانی، مجله ی آینه ی پژوهش، خرداد و تیر 1381، شماره ی 74، صص 2 تا 22
– عقل.. فرهنگ، ترجمه ی احمد موسی، با نظارت سید حسین حسینی، کتاب ماه دین، مرداد و شهریور 1381، شماره 58 و 59، صص 5 تا 11
– عصر تدوین، الگوی مرجع عقل عربی، ترجمه ی منصور عاملی، کتاب ماه دین، مرداد و شهریور 1381، شماره ی 58 و 59، صص 12 تا 17

2 – 1 – 4 جوایز و دستاوردهای علمی
جوایز و پاداش هایی که محمدعابد جابری از محافل مختلف فلسفی عربی و اروپایی دریافت کرد و وی آن ها را دستاوردهای علمی خود می نامید، بازتاب استقبال فروانی است که از پروژه ی جابری صورت گرفت.
این جوایز را می توان به دو بخش تقسیم کرد: بخشی که جابری آن ها را پذیرفت و بخشی که نسبت به آن ها بی اعتنا شد.
پاداش های مالی که جابری آن ها را پذیرفت عبارتند از:
– جائزه بغداد للثقافه العربیه، یونسکو، سال 1988میلادی، به قمیت 5000 دلار
– جائزه المغاربیه للثقافه، تونس، مایو 1999میلادی، به قیمت 16 هزار دلار
– جائزه الدراسات الفکریه فی العالم العربی، MBI foundation و تحت رعایت سازمان جهانی یونسکو، 14 نوامبر 2005میلادی، ارزش مالی آن را بیان نکرد.
– جائزه الرواد، بیروت، مؤسسه الفکر العربی، 2005میلادی، ارزش مالی آن را بیان نکرد.
– مدال ابن سینا، سازمان جهانی یونسکو؛ حکومت مراکش این جایزه را در 16 نوامبر دو سال 2006میلادی و 2008میلادی، در مراسم بزرگداشتی که به مناسبت روز جهانی فلسفه در رباط – صخیرات برگزار شد، به جابری اعطا کرد.
اما پاداش هایی نیز بودند که جابری از پذیرفتن آنها امتناع کرد، این پاداش ها طبق تصریح وی عبارتند از:
– در اواخر دهه ی هشتاد، دو بار از پذیرفتن جائزه ی صدام حسین، با ارزش مالی 100 هزار دلار سرباز زد و علیرغم اصرار برگزار کنندگان جائزه، دلیل امتناع خود را عدم شمول جائزه در حوزه ی تخصصی خود (فلسفه) بیان کرد.
– محمد عابد جابری بارها کاندید دریافت جائزه ی (المغرب) شد اما آن را نپذیرفت، نخستین بار در زمان وزارت (محمد بن عیسی) وزیر فرهنگ وقتِ مراکش، کاندید این جائزه شد که علیرغم اصرار فراوان وزیر، بر امتناع خود اصرار ورزید. این کاندیداتوری در زمان وزرای دیگر نیز مطرح شد، اما جابری حاضر به تغییر موضع خود نشد.
– جابری جائزه ی «الشارقه» با ارزش مالی 25 هزار دلار که از سوی یونسکو اعطا می شود را در سال 2001میلادی نپذیرفت و اعلام کرد این همان جائزه ای است که سابقاً با نام «جائزه بغداد الثقافیه» در سال 1988میلادی دریافت کردم.
– در سال 2002میلادی جائزه ی (سرهنگ قذافی) با ارزش 32 هزار دلار را نپذیرفت و دلیل خود را استمرار در همسویی با عدم اخذ جوایز پیشین اعلام کرد.
– جابری همچنین دو بار از عضویت در فرهنگستان سلطنتی علوم کشور مراکش سرباز زد.13
اگر بخواهیم به صورت گذرا، نگاهی نسبت به کل جوایزی که جابری کاندید آن ها شد داشته باشیم، می بینیم که نوعی همسویی میان پروژه ی جابری و خط مشی مؤسسه هایی که جابری را نامزد دریافت جایزه های خود نمودند، وجود دارد و اوج این همسویی در دوران بالندگی این مؤسسات متجلی می شود. آن ها مؤسسه هایی فرهنگی بودند که پروژه ی قومی – عربی «من المحیط إلی الخلیج» (از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس) را حمایت می کردند. از یک سو بالندگی خود را با کَرَمِ حاتم گونه ی خود در اعطای جوایز ارزشمند مالی به پروژه های همسو با جهت فکری شان، نشان می دادند و از سویی دیگر این بخشش ها دال بر عدم استقلال این مؤسسه ها و ارتزاق مالی و فکری شان بود.
البته نباید از یاد برد که جابری به عنوان یک پژوهشگر آکادمیک، سابقه ی عمل در میدان حزبی و سیاسی را به صورت گسترده ای داشت و همین تجربه به وی نوعی آگاهی سیاسی پویا بخشیده بود که وی را در تشخیص راه از بیراهه در سطح میدان فکری و ایدئولوژیک، قادر ساخته بود، و شاید همین تجربه های سیاسی و حزبی، جابری را به عدم قبول برخی از از جوایزی واداشت که نمی توان جهت گیری قومیتی و عصبیت گرایی مؤسسه های اعطا کننده ی آن ها را پنهان کرد.
اکثر این جوایز، با ارزش مالی هزاران دلار، جابری را در تنگنا قرار می داد، زیرا جهت های پرداخت کننده، سیاست زده، دیکتاتور و غیر عقلانی بودند و سلاح فرهنگی آن ها، حمایت از همایش ها، فصل نامه ها و منشورات مختلفی بود که قومیت گرایی آن ها را معرفی و یا پشتیبانی می کرد و در واقع با این روش به ایدئولوژیک کردن سلاح خود بر می خاستند. در تنگنا قرار بودن جابری بدین دلیل بود که پروژه ی معرفت شناختی وی به عنوان یک ابزار برای نقد عقل عربی با این جهت گیری های سیاسی ایدئولوژیک متنافی بود.
نکته ای که در باب جائزه ها، جالب به نظر می رسد، اهدای غیر مألوف جابری در ابتدای کتاب «مدخل إلی القرآن الکریم» است. محمد عابد الجابری بر خلاف عادت مألوف خود، کتاب مدخل إلی القرآن را به «امیر طلال بن عبدالعزیز» عربستانی اهدا می کند و می نویسد:
«فضل به مردی باز می گردد که از نیمه های دهه ی هشتاد قرن گذشته، هنگامی که از نظر سلامتی، رنج می بردم، زندگی مرا از این جانب متکفل شد و توانایی ام بر تحقیقات علمی و استقرار سلامتی ام، نتیجه ی فضل مردی است که دوست دارم نزد خودم، وی را «شاهزاده ی متفاوت (الأمیر المختلف) بنامم…»14
این صیغه ی غیرمألوف اهداء و تقدیم از سوی جابری و شخصیتی که کتاب به آن اهداء شده است، باعث برانگیختن چند سؤال نزد مخاطبان شد:
– سطح ارتباط میان مهدی إلیه و مهدی منه چقدر است؟
– ارتباط مهدی إلیه با پروژه ی جابری به طور عام چگونه است؟
– ارتباط مهدی إلیه با کتاب جابری با موضوعیت قرآن چگونه است که باعث شده جابری بر خلاف عادت مألوف خود، کتاب را به وی اهداء نماید؟ جابری که خوانندگانش را هرگز به این صیغه عادت نداده است…
این سؤالات که از سوی خبرنگاری از جابری پرسیده شد با چنین پاسخی از وی روبرو شد که در سفر فرهنگی که به اردن داشت، سلامتی وی در معرض خطر قرار گرفت و این امیر عربستانی جابری را به «مایو کیلینینک» (یکی از مجهزترین و گران قیمت ترین بیمارستان های آمریکایی) منتقل و وی را با هزینه ی شخصی خود معالجه کرد.15

2 – 2 کتاب شناسی تفصیلی از جابری بر اساس سیر زمانی
بی تردید مخاطبان پیگیر حیات علمی اندیشمند مغربی محمد عابد الجابری، در برابر زمینه های گوناگون کیان اندیشه ی فرهنگی این اندیشمند دچار نوعی شگفتی می شوند، همانطور که خود وی، شگفتی اش را در برابر این موضوع چنین بیان می کند:
«هنگامی که به ثمره ی این تداخل در زمینه های مختلف سیاسی، فرهنگی و تربیتی در مسیر زندگی خود می نگرم، دچار شگفتی می شوم، ولی علیرغم پیچیدگی شاخه های این تداخل، هیچ وقت سنگینی این پیچیدگی را بر دوش خود احساس نکردم، گویی که در یک زمینه ی واحد فعالیت می کردم.. در وادی سیاست قلم می زدم، همانطور که به نوشتار علمی و بحث های آکادمیک می پرداختم.. و به مسائل تربیتی و تدریس می اندیشیدم.. و در بسیاری مواقع احساس می کردم این زمینه ها مکمّل همدیگرند و همگی مرا در فهم، نقد، بررسی و واکاوی یاری می کنند.»16

Leave a Comment