دانلود مقاله c (3368)

1. قابل فهم بوده ظاهر قرآن برای همگان ………………………………………………………………29
2. شناخت و تفهیم یگانگی خدااصلی ترین هدف قرآن ………………………………………….30
3. وصول به مقام قرب الهی ………………………………………………………………………………..30
4. معرفی حق تعالی و نشر توحید ………………………………………………………………………..31
5. قران کامل ترین کتاب و دربردارنده شریعت ابدی ………………………………………………32
6. اثبات وجود بطون مختلف برای قرآن و پیوند ناگسستنی بین ظاهر و باطن ……………..35

7. معیت قرآن و اهلبیت ……………………………………………………………………………………….38
8. جامعیت قرآن …………………………………………………………………………………………………40
9. اختصاص فهم کامل ظاهر و باطن قرآن به پیامبر و ائمه ……………………………………….42

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

امام و موانع فهم قرآن ……………………………………………………………………………………………….44
الف ) خودبینی……………………………………………………………………………………………44
ب ) اندیشه ها و مذاهب باطل ……………………………………………………………………….44
ج )انحصار فهم قرآن در فهم پیشینیان ………………………………………………………………..45
د )معاصی……………………………………………………………………………………………………….45
هـ )حب دنیا…………………………………………………………………………………………………..46
نتیجه گیری ………………………………………………………………………………………………………………….47
فصل سوم : تبیین و بررسی دیدگاه اخباریان راجع به تفسیر قرآن با تاکید بردیدگاه امام خمینی

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

پیدایش اخباریگری در مکتب شیعه………………………………………………………………………………..48
چند نظریه در مورد منشأ پیدایش اخباریگری …………………………………………………………………49
بزرگان مکتب اخباری ………………………………………………………………………………………………..50
آشنایی با فوائد المدنیه ………………………………………………………………………………………………..52
بررسی ونقد آیات و روایات مورد تمسک اخباریان ………………………………………………………..55
الف ) آیات ……………………………………………………………………………………………………………….58
استدلال اخباریان به آیات …………………………………………………………………………………………….68
پاسخ ………………………………………………………………………………………………………………………….70
نتیجه نهایی ………………………………………………………………………………………………………………..72
ب ) روایات ………………………………………………………………………………………………………………72
1. روایاتی ناهی از حکم دادن بر خلاف ما انزل الله ………………………………………………….73
2. روایات ناهی از فتوی دادن غیر عالمانه ………………………………………………………………73
3. روایات ناهی از عمل به رای و قیاس …………………………………………………………………74
4. روایاتی مبین آمدن همه احکام مورد نیاز بشر در قرآن و سنت پیامبر(ص) … …………79
5. روایات تعیین کننده قیم یا مخاطبانی خاص برای قرآن………………………………………..80
6. روایاتی با موضوع تمسک به اهل بیت و عترت پیامبر(ص) ………………….85.
7. روایاتی با موضوع تمسک به اهل بیت و عترت پیامبر(ص) ………………….88
8. روایات بطون مختلف قرآن ……………………………………………………………….90
9. روایات عام و خاص و ناسخ و منسوخ داشتن سنت پیامبرهمچون قرآن کریم………. .106
10. روایات مبین مقدمات و نیازمندیهای مفسر …………………………………………..112
11. روایاتی در مورد اصناف مردم با هدف تشویق به علم آموزی………………….116
نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………..121
فصل چهارم : نقد بیرونی اخباریان
نقد مبانی اخباریگری با آیات و ورایات دیگر………………………………………………………………..122
1. آیات……………………………………………………………………………………………………………..122
1-1. آیات قرائت …………………………………………………………122
1-2. آیات تفکر و تدبر ……………………………………………………………………………..124
1-3. آیات تحدی و هماوردطلبی ………………………………………………………………..127
1-4. قرآن کتاب هدایت …………………………………………………………………………….128
1-5. آیات روشنی و بینادلی ……………………………………………………………………….130
1-6. آیات تبشیر و انذار ……………………………………………………………………………..132
1-7. آیات الاحکام ……………………………………………………………………………………132
1-8. آیات عبرت آموزی و پند گرفتن …………………………………………………………..134
1-9. آیات سؤال و جواب بین خداوند و بندگان …………………………………………..135
1-10. قرآن کتاب حکمت و علم……………………………………………………………………136
2. روایات ………………………………………………………………………………………………………..137
2-1. روایات عرضه …………………………………………………………………………………..137
2-2. قرآن عامل نجات از گمراهی ………………………………………………………………..139
2-3. روایات ارجاع ……………………………………………………………………………………..141
2-4. روایات استنطاق و استشهاد …………………………………………………………………..141
2-5. روایات تفسیری و سیره پیامبر و اهل بیت در تفسیر…………………………………..142
نتیجه نهایی………………………………………………………………………………………………………………..147
منابع و مآخذ ……………………………………………………………………………………………………………148
منابع نرم افزاری ……………………………………………………………………………………………………….157
فصل اول
کلیات
مقدمه

خداوند بر بشر منت نهاد و انسان را به دو بال برای پرواز مجهز ساخت ، پروازی به سوی بی نهایت ؛ این دو بال بنا بر نامگذاری روایات یکی به رسول باطنی و دیگری به رسول ظاهری1 مشهور شد رسول باطنی همان خرد بشری بوده و رسول ظاهری پیامبران الهی هستند که با سیره عملی و کتاب آسمانی شان راه را به ما نشان داده اند ، در این میان بشریت که دارای دو قوه عقل و جهل یا دل و نفس بودند عده ای خواسته های نفسانی را بر خواسته های الهی ترجیح دادند و خواسته یا نا خواسته قدم در راه باطل و مخالفت با فرامین رسولان الهی باطنی و ظاهری نهادند و در هر راهی و زمینه ای که وارد شدند همه تلاششان این بود که به خواسته های نفسانی جامه عمل بپوشند هر چند نام خواسته های نفسانی را عناوین دلفریبی مانند عقل گرایی یا علم گرایی یا مانند آن بگذارند . این گروه اگر در تفسیر قرآن وارد شدند بر خلاف ظاهر آن دستور داه و نفس پرستی ها یا مصالح دنیویشان2 را مصداق تفسیر قرآن دانستند و لذا از طرف پیامبران و بویژه پیامبر اسلام ( ص)و ائمه (ع) موضع گیریهای تندی علیه اینان صورت گرفت تا شاید متنبه شده به راه حق باز گردند اما عده ای بر ضلالت خویش افزودند و عده ای نیز راه میانه را در پیش گرفتند و …
از زمان نزول قرآن تاکنون مسلمانان در پی فهم قرآن بوده تا این کتاب الهی را در زندگی خویش به کار بندند و در هر زمانی تحت تاثیر شرایط محیطی و فرهنگ و حکومت غالب در آن دوران یا دخالت پنهان و حساب شده اهل کتاب و بیگانگان و مغرضان یا به خاطر بی دقتی و مانوس نبودن با فرهنگ و زبان قرآن به گونه ای به تفسیر قرآن پرداخته اند و چه بسا به افراط و تفریطهایی دچار شده اند که گاه مایه درد سر و طعن شده است و خواندن قرآن را به قبرستان برای اموات محدود کرده و باعث مهجوریت این کتاب مقدس شده است3 ، حال آنکه در درجه اول آیات قرآن و سپس روایات پیامبر(ص) و ائمه هدی (ع) بهترین راهنما و راهگشای ما در فهم قرآن می باشد4 به شرط آنکه با این مجموعه بیگانه نباشیم و از اغراض و مطامع دنیوی چشم بپوشیم ؛ آنچه در این پژوهش در پی آنیم بررسی رویکردهای مختلفی است که راجع به فهم آیات و محتویات قرآن و مراتب آن پدیدار شده است .
محور اصلی مباحث در این نوشته بررسی دیدگاه اخباریان پیرامون فهم قرآن کریم و نقد آن با تکیه بر دیدگاه امام خمینی می باشد ، اشاره ای به دیدگاه فرقه قرآنیون نیز بدین جهت است که دیدگاهی مقابل اخباریان دارند ؛ در نهایت از آیات قرآن و روایات ائمه معصومین نیز در تبیین بیشتر گفته هایمان سود جسته ایم ، باشد که بتوانیم قدمی هر چند کوتاه درراه فهم درست قرآن کریم برداشته باشیم .

بیان مسئله
این تحقیق در پی آنست که دیدگاه اخباریان راجع به چگونگی و مراتب فهم قرآن کریم را با تکیه بر دیدگاه امام خمینی ( ره ) نقد و بررسی کند و در این رابطه به دیدگاه فرقه قرآنیون نیز اشاره ای نموده و ارتباط این دیدگاه را با دیدگاه اخباریان روشن خواهیم نمود ، همچنین در نقد دیدگاه اخباریان از دیگر آیات و وروایات نیز استعانت جسته ایم .
اهمیت و ضرورت
قرآن کریم کتاب هدایت و مایه رستگاری بشر است و این مطلب به کرات در آیات و روایات به چشم می خورد ؛ با وجود آنکه تحقیقها و تفاسیر زیادی در رابطه با قرآن و مفاهیم آن نوشته شده هنوز هم عده ای با تمسک به روایاتی ضعیف و غیر قابل اعتماد شبهه افکنی نموده ، فهم قرآن را دور از دسترس بشر عادی جلوه می دهند ، عده ای دیگر قرآن را بسیار ساده و پیش پا افتاده معرفی کرده و محتویات قرآن را در حد فهم عرب جاهلی عصر نزول پایین می آورند و بالاخره عده ای عقاید و نظرات شخصی خویش را بر قرآن تحمیل می کنند ، در این میان آنچه اهمیت بررسی دیدگاه اخباریان را روشن می کند این است که این گروه افکار و سخنان خود را با تکیه بر آیات و روایات بیان می کنند ، لذا شناختن این گروه و بررسی مبانی افکارشان ضرورت پیدا می کند .
پیشینه
از دیر باز تاکنون به صورت پراکنده در کتب تفسیرو علوم قرآنی و بویژه اصولی دیدگاه اخباریان راجع به فهم قرآن به بوته نقد کشیده شده و تقریبا همه اصولیان به مناسبت بحث به نقد اخبارین پرداخته اند که از جمله می توان به نقد شیخ انصاری در فرائد الاصول اشاره کرد اما نقد دیدگاه اخباریان با تکیه بر دیدگاه امام خمینی در جایی بیان نشده ؛ در رابطه با موضوع فهم قرآن به طور کلی و فهم قرآن از دیدگاه امام خمینی (ره ) به صورت اختصاصی مقالاتی نگاشته شده از جمله :
عمومی یا اختصاصی بودن فهم قرآن کریم ، محمد جواد حیدری5 ؛ظاهر و باطن قرآن ، محمد کاظم شاکر6 ؛ اندیشه های قرآنی امام خمینی ، جعفر نکونام7؛ مبانی و مراتب فهم قرآن ، علی اسعدی8 ؛ امکان و جواز فهم قرآن ، محمد تقی مصباح ، به نگارش غلامعلی عزیزی کیا9 ؛ بررسی امکان فهم و جوار تفسیر قرآن در دیدگاه فریقین ، محمد رضا مجیدی10 ؛ امکان و فهم صحیح قرآن کریم از منظر امام خمینی ( ره ) ابراهیم کلانتری11 ؛ ظهر و بطن قرآن ، سید حسین هاشمی12 ؛ معصومان و فهم ویژه آنان از قرآن ، سید رضا مؤدب13 ؛ شرایط باطنی فهم قرآن در نگاه امام خمینی ، مجید فلاح پور14 ؛ امام خمینی قرآن و تفسیر ، سید حیدر علوی نژاد15 ؛ رابطه متقابل کتاب و سنت ، علی نصیری16 ؛
ظهر و بطن قرآن کریم ، ابراهیم کلانتری17 ؛ حروف هفتگانه قرآن از نگاه امام خمینی ، سید رضا مؤدب18 ؛ روش تفسیری امام خمینی ، زین العابدین عبد السلام ـ مترجم موسی حسینی19 ؛ ویژگیهای قرآن از نگاه امام خمینی ، علی نصیری20 ؛ فهم پذیری قرآن ، محمد باقر سعیدی روشن21 ؛ بررسی برخی از منابع فهم ، علی اوسط باقری22 ؛ شبهات ظاهرگرایان در فهم قرآن ، علی اسعدی23 ؛ مصادر فهم قرآن ، محمد باقر سعیدی روشن24 ؛ فهم شریعت به استناد ظاهر کتاب و سنت با توجه به نظر امام خمینی ، صدیقه میر شمسی25 ؛ راهکارها و ابزارهای فهم و تفسیر قرآن ، عزت الله مولایی نیا26 ؛ شرایط باطنی فهم قرآن در نگاه امام خمینی ( ره ) ، مجید فلاح پور27 ؛ فهم قرآن از دیدگاه امام خمینی ( ره )، محمد علی تجری28 ؛ و…
همچنین پایان نامه های زیر نیز در رابطه با موضوع مورد بحث نگاشته شده است .
بررسی سندی و دلالی روایات اهل بیت (ع) در باب مراتب فهم قرآن نوشته محمد منتظری نجف آبادی ؛ بررسی سندی و دلالی روایات فهم قرآن نوشته زهرا هاشم آبادی ؛ مقارنه مکتب اخباری و اصولی نوشته فاطمه شریفی سدهی ؛ سیری در اندیشه عرفانی امام خمینی در تفسیر قرآن کریم نوشته علی محمد فلاحی ؛ نقد و بررسی دلیل اخباریان در رد اصولیان با تاکید بر قرن های 12 ، 13 و 14 نوشته طارق شریفی .
نو آوری این پایان نامه نسبت به نوشتارهای موجود در این زمینه ، طبقه بندی و بررسی محتوایی دیدگاه اخباریان است که به دو صورت نقد محتوایی روایات مورد تمسک شان و همچنین نقد مبانی آنان در مورد تفسیر قرآن بدان پرداخته ایم همچنین نگاهی اجمالی به دیدگاه قرآنیون داشته ایم زیرا این گروه تقریبا نو ظهور مقابل اخباریان بوده و معتقدند قرآن در تفسیر و تبیینش از غیر خودش بی نیاز است و در این راه به تفریط دست زده اند ؛ تلاش ما بر آن بوده که بتوانیم دیدگاههای یاد شده را با واقع بینی ، به صورت مستدل و با تکیه بر دیدگاه امام خمینی این اعجوبه روزگار به بوته نقد بگذاریم و قدمی بایسته در راه فهم قرآن کریم برداشته باشیم .
روش تحقیق
این تحقیق به روش کتابخانه ای نگاشته شده و تمام روایات و دیدگاههای مربوطه از آثار صاحبانشان یا کتب و مقالات موجود در این زمینه و نرم افزار های موجود گردآوری شده و سپس با استفاده از دیگر روایات ، آیات قرآن و نظرات بزرگان بویژه امام خمینی (ره )مورد بررسی و تبیین قرار گرفته است ، شایان ذکر است این نوشتار بیشتر جتبه بنیادی داشته اما تلاش نموده ایم در لابلای آن به تناسب موضوع ، اشاراتی نیز به جنبه کاربردی مباحث طرح شده داشته باشیم
سؤال اصلی
اخباریان در زمینه فهم قرآن چه نظری دارند و امام خمینی در این خصوص چه دیدگاهی دارد ؟
سؤالات فرعی
1. مبانی اخباریان راجع به فهم قرآن چیست ؟
2. من خوطب به از نظر اخباریان چه گسانی هستند؟
3. مراتب فهم قرآن چگونه است و دیدگاه اخباریان در این خصوص چیست ؟
4. اصولیان بویژه امام خمینی در مورد فهم قرآن چگونه استدلال می کنند ؟
فرضیه ها
اخباریان با تمسک به برخی روایات وآیات و تفسیر و تبیین آنها به طریق دلخواه خودشان ، آنها را مبنا قرار داده و معتقدند فهم قرآن تنها در اختیار افرادی خاص قرار دارد . طبق دیدگاه اخباریان مخاطبان قرآن (من خوطب ) کسانی هستند که قرآن به آنها وحی شده ، که همان پیامبر(ص) و ائمه اهل بیت (ع) می باشند .
از آنجا که قرآن کتاب هدایت برای تمامی بشریت و در همه زمانهاست هر کسی ، در هر عصر و زمانی متناسب با دانش و درک خویش قرآن را فهمیده و از آن بهره می برد؛ لکن اخباریان چون فهم قرآن را تنها در اختیار افرادی خاص می پندارند بنا بر این مراتب فهم نزد آنها معنایی تدارد .
اصولیان بویژه امام خمینی نیز فهم قرآن را برای همگان ( به شرط آشنایی با زبان عربی و مقدمات مورد نیار تفسیر ) امکان پذیر دانسته ؛ هر چند امام و دیگر بزرگان از جمله جوادی آملی معتقدند فهم قرآن دارای مراتب بوده و صفای دل و تهذیب نفس در این میان نقش کلیدی دارد .
اهداف تحقیق
1. تبیین و بررسی مقوله فهم قرآن از دیدگاه اخباریان و امام خمینی (ره ) .
2. بررسی مبانی مورد تمسک اخباریان به عنوان گروهی که بر مبنای روایات به تفسیر قرآن پرداخته اند .
3. بررسی نگاه امام خمینی به عنوان نابغه دوران معاصربه قرآن و تبیین دیدگاه ایشان به عنوان فردی که مجموع روایات مورد تمسک اخباریان و دیگر فرقه ها را بررسی نموده و تلاش در فهم مراد ایشان در نگرش عرفانی به تفسیر قرآن .
4. بررسی فهم پذیری قرآن با استفاده از آیات و روایات به دور از هرگونه تعصب و پیش داوری .
5. تلاش در ایجاد سازگاری بین دیدگاه اخباریان و اصولیان از طریق نگاه خاص امام خمینی به قرآن ومقوله تفسیر .
ساماندهی پژوهش
این پژوهش در یک مقدمه و چهار فصل تدوین شده ؛ در فصل اول پس از طرح مسئله ؛ بیان پیشینه ؛ ضرورت و روش تحقیق، فرضیه ها و اهداف تحقیق را بیان نموده و اصطلاحاتی مانند اخباری ، اصولی و … را تعریف نموده ایم ؛ در فصل دوم در مورد دیدگاه امام خمینی پیرامون فهم قرآن و مراتب آن به بحث و بررسی پرداخته ایم و تجلی خداوند در قرآن از دیدگاه امام و نتایج آن مورد بررسی و تبیین قرار گرفته است ، در فصل سوم ضمن بیان خلاصه ای از تاریخچه اخباریان و سرشناسان این فرقه مبانی اخباریان اعم از آیات و روایات در رابطه با فهم قرآن ، مخاطبان آن و چگونگی تفسیر آن مورد بررسی و تبیین قرار گرفته و نقد آن با دیدگاه امام خمینی مورد بررسی قرار گرفته و از دیدگاه دیگر اصولیان هم گهگاهی استفاده نموده ایم و اصطلاحا آن را نقد درونی نام نهاده ایم و بالاخره در فصل چهارم به نقد بیرونی دیدگاه اخباریان پرداخته ایم و با استفاده از آیات قرآن کریم و روایات مقابل دیدگاه اخباریان به نقد این دیدگاه و تبیین قابل فهم بودن قرآن و چگونگی استفاده از روایات در تفسیر پرداخته ایم و البته در این فصل نیز از دیدگاه امام و دیگران در تبیین گفته هایمان استفاده نموده ایم .
تعاریف و اصطلاحات
اخباری
منسوب به اخبار ، کسی که حکایات و قصص و نوادر را روایت کند، در مقابل اصولی و مجتهد ؛ در اصطلاح فقهای شیعه اخباری کسی است که فقط به ظاهر احادیث تمسک کند و به ادله عقلیه [ تمسک ] نکند29 ، این گروه از قرن یازدهم به بعد به صورت خاص در مقابل اصولیها قد علم نموده و محمد امین استرآبادی شاخص ترین فرد این گروه می باشد که با نوشتن کتاب « فوائد المدنیه » به صورت مبسوط دیدگاه اخباریان را بیان نموده است.
قرآنیون
دقیقا مقابل دیدگاه اخباریان دیدگاه فرقه قرآنیون می باشد گروهی که در تفسیر قرآن از روش تفسیر عقلی و فهم قرآن با قرآن استفاده می کنند و معتقدند اصولا تفسیر برای چیز غامض و پیچیده است حال آنکه قرآن برای فهم و تدبر آسان قرار داده شده اینان روایات اسباب نزول و تفسیرهای مذکور را نیز رد می کنند و می گویند : « کلام بشری که در درستی متن و سندش تردید وجود دارد بر کلام الهی که به درستی اش قطع وجود دارد قابل ترجیح نیست » برخی پژوهشگران فکر انکار سنت را به خوارج نسبت می دهند اما آنچه در زمان ما به صورت مشهود وجود دارد نخستین بار توسط احمد خان در هندوستان در زمان اشغال انگلستان اظهار شد که قرآن را با روش عقلی تفسیر کرد و برای پذیرش سنت شرایط سختی قرار دادکه بر اساس آن بیشتر احادیث را انکار می کرد ؛ سپس عبدالله جکر الوی در پاکستان کار او را پی گرفت وی که از جوابگویی به شبهات حدیثی برنیامد گروهی به نام « اهل ذکر و قرآن » بنیان نهاد و مدعی شد قرآن تنها منبع احکام شرعی است . از رهبران وفعالان این فرقه می توان به دکتر احمد صبحی منصور رهبر معنوی قرانیون در مصر و جهان عرب اشاره کرد که در سال 1977 در الازهر به تدریس اشتغال داشت اما به خاطر در گیری با علمای صوفیه و سلفیه از کار بر کنار و در نهایت به آمریکا پناهنده شد و در آنجا با تاسیس مرکز جهانی قرآن کریم در ایالت ویرجینیا به تبلیغ و ترویج افکارش پرداخت30 .
اصولی
اصول به معنای اساسها ، ریشه ها و بیخ و بنها و در اصطلاح طایفه ای از علمای اسلام که در امور شرعیه به علم اصول عمل می کنند31 ، از صدر اسلام افرادی مانند سید مرتضی و شیخ مفید در این گروه جای می گیرند و اصولیگری در همه عصر ها از رایج ترین شیوه ها در بین علمای طراز اول شیعه بوده و هم اکنون نیز این شیوه در بین علما به قوت خود باقی است ، در مقابل دیدگاه اخباریان بعد از ظهور اصولی قدرتمندی به نام وحید بهبهانی تقریبا فاقد طرفدار جدی است .

فصل دوم
دیدگاه امام خمینی در زمینه فهم قرآن و مراتب آن

مردی از جنس نور
تاریکى شب هر چند پرده سیاهى بر افق مى‏کشد و بجز ظلمت و سیاهى چیزى به نظر نمى‏رسد و موجودات زنده که با نور سر و کار دارند از جنبش و فعالیت مى‏ایستند و همچون مردگان بى‏حرکت مى‏افتند، اما در ضمیر دل آگاهان و اولیاى الهى چراغى روشن است که صفحه هستى را روشن مى‏کند و آنچه را که با نور حسى نمى‏توان مشاهده کرد، با نور معرفت و روشنى باطن مى‏بینند، گویى که اشعه‏اى ما فوق نور از دل نورانى آنان تابیده و از همه اجسام و حواس عبور مى‏کند و ماوراء طبیعت و حس را نشان مى‏دهد. این نور، برخاسته از عبادت شب زنده‏داریها و مناجاتهاى عاشقانه و خالصانه و بالاخره پیوند محکمى است که با کمال مطلق و جمیل ‏على الاطلاق پیدا مى‏کنند و هر لحظه نورى و معرفتى افاضه مى‏شود.
هر دمش با من دلسوخته لطفى دگر است این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد
کریمه «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما اخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ اعْیُنٍ »32 (هیچ کس نمى‏داند که از براى آنان چه چیزى دور از درک و دید دیگران نگهدارى شده است، چیزى که باعث روشنى دیده‏ها است) درباره کسانى است که « تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ»33 (پهلو از بستر برمى‏دارند و با پروردگار خود به راز و نیازند) « وَ فی ذلِکَ فَلَیْتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ »34 .
آرى سخن در مورد یکى از عارفان دل آگاه و شب زنده‏دارانى است که پیوسته در سراسر عمر، نیمه‏هاى شب با خداى بزرگ خود مناجاتها و راز و نیازها داشته است و روح عطشان خود را با زمزم معرفت سیراب کرده است. این روح در اثر اتصال به مبدأ قدرت آنچنان نیرومند گشته که در عین سلوک إلى اللّه و ارتقاء به سوى وحدت، از کثرات و عالم ماده و معاشرت با اجسام باز نمانده است و آنچنان مقام دلگشاى جمع الجمعى‏یافته است که به حق مى‏توان گفت: « رُهْبانٌ بِاللَّیْلِ وَ اسْدٌ بِالنَّهارِ»35. او نه تنها قهرمان بت‏شکن، مبارز بزرگ اسلام، الگوى مجاهدان، شمشیر برنده حق، پیشتاز میدان مرگ و شهادت و بالاخره آیینه تمام نماى وحدت امت و رمز اتحاد امت و امامت است؛ و او نه تنها مسندنشین اریکه افتاء، یکه تاز عرصه فقاهت، محقق قوانین شرعى و مؤسس مبانى اصولى است. بلکه ابر مرد میدان معرفت و سلوک، قهرمان مسائل غیب و ملکوت، وارسته از ماده و کثرات و طائرى بلند پرواز در فضاى قدس وحدت است.
جامع اضداد
اگر برخى از فلاسفه غرب، جهان را آمیخته به منافرات مى‏دانند به حق مى‏توان این مرد بزرگ را مرکز تجمع اضداد و محور کشش‏هاى مختلف دانست. در لحظه‏اى که دم از معرفت و عرفان و سیر و سلوک مى‏زند و به وارستگى از تعلقات دعوت مى‏کند، باشد که بازماندگان قافله را به همراه قدمهاى تندرو خود به قافله توحید برساند و پر سوختگان عالم انسانى را با بالهاى سبک پر خود به فضاى تجرید راهنمایى کند، در همان حال به فکر پایه‏گذارى حکومت اسلامى، بازگیرى حقوق مستضعفان و حمایت از اجراى قوانین اسلامى مى‏باشد، و کمتر کسى است که بتواند بدین گونه مجمع اضداد باشد که از تصادم آنها مزاجى معتدل و انسانى نمونه پدید آید. «سرو ندیدم بدین صفت متمایل».
جمعت فی صفاتک الاضداد و لهذا عزّت لک الانداد
معمولا هر فردى از نظر فکرى و روحى بعد خاصى دارد. تنها نوابغ ونفرات انگشت شمارند که داراى ابعاد گوناگونى مى‏باشند و این یکى از خصایص الهى است که به برخى از افراد داده مى‏شود، « ذلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ»36. ) این فضل و بخشش خداست و آن را بر هر که بخواهد مى‏بخشد و فضل و بخشش خدا بسیار عظیم (و بى‏پایان) است) ؛ لابد خوانندگان گرامى خواهان سرگذشت زندگى این مرد بزرگ هستند که چنین توصیفى از او به عمل آمد .
زندگی نامه علمی
این شخصیت بزرگ در یک خانواده روحانى در سال 1320 ه ق بیستم ماه جمادى الثانیه، در شهر خمین دیده به جهان گشود، مقدمات لازم از ادبیات فارسى و عربى را در زادگاه خود از اساتید مختلف آموخت، از نظر کمال به پایه‏اى رسید که ناچار بود زادگاه را ترک گفته و در یکى از مراکز بزرگ علمى به تحصیل بپردازد. تصمیم بر این داشت که رهسپار حوزه اصفهان شود، ولى در همان روزها شهرت و آوازه مرحوم آیه اللّه حائرى یزدى در آن منطقه طنین انداخته بود، لذا براى شرکت در حوزه علمیه اراک که به وسیله آیه اللّه حائرى بنیانگذارى شده بود، به آنجا شتافت و در سال 1339 ه ق در این حوزه به تحصیل پرداخت. پس از یک سال و اندى مرحوم آیه اللّه حائرى تصمیم بر انتقال دادن حوزه به شهرستان مقدس قم گرفت و حوزه پر برکتى را در این شهر به سال 1340 ه ق پایه‏گذارى کرد.
آن روز از عمر شریف حضرت امام خمینى بیش از بیست بهار نمى‏گذشت. به فاصله چهار ماه از مهاجرت آیه اللّه حائرى به شهرستان قم ایشان نیز به آن شهر منتقل شد و دروس خود را آغاز کرد. ایشان پس از انتقال به حوزه، فلسفه و حکمت را نزد مرحوم حاجى میرزا على اکبر حکیم و مرحوم آیه اللّه رفیعى فرا گرفت و عرفان علمى و عملى را نزد استاد بزرگوار مرحوم آیه اللّه شاه‏آبادى آموخت و بخشی از کتاب کفایه را نزد مرحوم آیه اللّه یثربى فرا گرفت، آن گاه از سال 45 تا 55 رسما در محضر درس مرحوم آیه اللّه حائرى شرکت کرد و از آن منبع بزرگ علمى استفاده‏ها در فقه و اصول برد و نتایج افکار استاد خود را به رشته تحریر درآورد و در این خلال به تدریس سطوح و تدریس فلسفه و عرفان پرداخت و گروهى را در این فن پرورش داد، از آن جمله مرحوم استاد شهید مطهرى و آیه اللّه منتظرى است؛ و به خاطر زحمات فراوانى که درباره این دو نفر کشیده بود شهادت جانگداز استاد شهید مطهرى اثر عمیقى در دل ایشان گذاشت. در دوران پر خفقان دیکتاتورى رضاخان، حضرت امام درس اخلاقى در مدرسه فیضیه شروع کرد. امام در آن مجلس، اخلاق صحیح اسلامى را- که قطعا نمى‏تواند جدا از انقلاب باشد- به شیفتگان این مکتب مى‏آموخت. شیوه تدریس به گونه‏اى بود که افراد را شدیدا تحت تأثیر سخنان خود قرار مى‏داد. این جریان ادامه داشت تا در سال 1320 ه. ش ایران مورد هجوم و اشغال نیروهاى متفقین قرار گرفت. خفاش‏ها به گمان آنکه در آن جو تاریک خورشید علم در پشت پرده است و مى‏توانند جولانى بزنند از لانه‏ها در آمده به یارى گروههاى وابسته شتافتند و داعیه‏هاى مختلفى از مذهب سازى و فرقه‏بازى در سرتاسر کشور به راه افتاد. در آن زمان بود که امام در کوبیدن این گروههاى وابسته در حاشیه اشتغالات علمى و بنیادى خود کتاب کشف الاسرار را منتشر کرد و در آن کتاب به خرده گیریهاى‏ گروهى از این فرقه بازان پاسخ دندان شکن داد. این کتاب در حالى که کتاب علمى و استدلالى است بیانگر روح انقلابى امام و علاقه عمیق ایشان به برچیدن نظام شاهنشاهى و تأسیس حکومت اسلامى است. در این زمانها بود که حوزه علمى قم با ورود فقیه بزرگ آیه اللّه بروجردى رونق عظیمى گرفت و قم بار دیگر مرجعیت علمى و سیاسى خود را باز یافت. در این برهه بود که حضرت امام خمینى به عنوان یک مدرس بزرگ و استاد مسلم فقه و اصول جلوه کرد، و مجلس درس وى از پرجمعیت‏ترین درسها به شمار مى‏رفت. امام در این دوره توانست گروهى فقیه و مجتهد که هم اکنون از ذخایر حوزه علمى قم هستند پرورش دهد. علاقه طلاب به درس و بحث امام بیش از اندازه بود و ابداعات علمى ایشان در مباحث گوناگون فقه و اصول محور بحث در مجالس و محافل طلاب بود تا آنکه یکى از فضلاى حوزه، جناب استاد جعفر سبحانى مجموع بحثهاى ایشان را در اصول به نام تهذیب الأصول در سه جلد چاپ و منتشر نمود. حضرت امام در این برهه تا سال 80 ق- 40 ش که مقارن با فوت مرحوم آیه اللّه بروجردى بود به تعلیم و تربیت مى‏پرداخت. در این سال دستگاه جبار تصور کرد با فوت ایشان ریشه‏هاى علمى و تقوایى به خشکیدن گراییده و بیشه‏هاى علم و فضیلت خالى از مردان رزمنده و شیران غرنده است، از این رو به فکر افتاد باقیمانده‏ منویات فاسد خود را جامه عمل بپوشاند. در این هنگام بود که امام مخالفت همه جانبه خود را با رژیم ابراز نمود و در این راه رنجها، زحمتها، حبس‏ها و تبعیدها را به جان خرید و سرانجام از ایران به ترکیه و از ترکیه به عراق و از عراق به پاریس منتقل شد، ولى به فضل الهى و در رابطه با وعده صدق خداوندى « انَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَهُ …»37 (کسانى که گفتند: پروردگار ما تنها خداست و بر آن (عقیده و ایمان) ثابت و استوار باقى ماندند، هیچ ترس و اندوهى براى آنان نخواهد بود ) .در ربیع 57 با ورود خود به ایران نظام فاسد را برچید و حکومت اسلامى را که از بزرگترین آمال او بود به صورت جمهورى اسلامى بنیانگذارى نمود. این بود فشرده‏اى از زندگانى علمی معنوی این رادمرد الهى که روحى وسیع و ابعاد مختلف و گوناگونى دارد.
امام و تهذیب نفس
از ابعاد روحى امام علاقه وى به مسائل تهذیب نفس و پیراستگى روح است که شاخص وجود او همواره به سوى آن متوجه بود و از دوران جوانى به تهذیب نفس و شرکت در مجالس اخلاقى علاقه وافرى داشت و هر کجا استادى معنوى و راهنمایى روحى مى‏جست براى فیض‏گیرى به سوى او مى‏شتافت. شدت علاقه او به این مسأله گاهى عشق طبیعى‏اش را به فراگیرى علوم رسمى تحت الشعاع قرار مى‏داد و احیانا در قالب الفاظ و اشعار بسیار لطیفى در مى‏آمد، چنانکه در یکى از غزلها مى‏فرماید:
عهدى که بسته بودم با پیر مى فروش در سال قبل تازه نمودم دوباره دوش
از قیل و قال مدرسه‏ام حاصلى نشد جز حرف دلخراش پس از آن همه خروش‏
دستى به دامن بت مه طلعتى زنم اکنون که حاصلم نشد از شیخ خرقه پوش‏38
مطالب و سخنان دلنشین امام در تهذیب اخلاق و تکمیل نفس و اخلاص در عمل از عالیترین و مؤثرترین سخنانى است که این ناچیز تاکنون بدانها اطلاع یافته‏ام .امام نسبت به مقامات انبیاء و اولیاء و عالم ماوراء طبیعت آنچنان عشق مى‏ورزید که هنگام مطالعه برخى از کتابهاى عرفانى که کوته نظران از مطالعه آن احتراز داشتند، بى‏اختیار اشک از دیدگانش فرو مى‏ریخت. مسائل عرفانى آنچنان در نظر ایشان جنبه شهودى داشت که آنچه را مى‏نوشتند کاملا به آن یقین داشتند و هرگز مطلبى مشکوک و یا مظنون در مسائل عرفانى را منعکس نمى‏کردند. در لطافت روح عرفانى امام همین بس که کوچکترین اسائه ادب به ساحت عارفان واقعى را که عمرى در کوى دوست قدم زده و به جستجوى محبوب به سر برده‏اند سیّئه کبیره مى‏خواند و اصولا این نوع علوم و معارف را علوم همگانى نمى‏دانست و مى‏فرمود براى درک این مسائل، ذوقى خاص و ذهنى ویژه لازم است که حقیقت را آنچنان که هست درک کند و در غیر این صورت اذهان نامساعد و نفوس غیر مهذب- و به تعبیر دیگر بلیدها و باردها- نه تنها درک نمى‏کنند، بلکه چه بسا به صورت غیر صحیح ارزیابى مى‏کنند. از کلمات جامع ایشان بود که مى‏فرمود:
«اگر آیینه وجود مستوى نباشد انبیا و اولیا را نیز در حال اعتدال نخواهد دید تا چه رسد به مسائل غامضه عرفان»39. حضرت امام در میان عبادات به نماز شب بیش از دیگر عبادات علاقمند بود و پیوسته انجام نوافل یومیه و لیلیه را وسیله روشنى دل و شایستگى قلب و صفاى باطن براى واردات و انوار الهى مى‏دانست. از میان متون زیارات، زیارت جامعه را بیش از دیگر زیارات مى‏خواند و در تمام آستان‏هاى مقدس مقید به خواندن زیارت جامعه بود. از دوران جوانى به برخى از مستحبات مانند غسل جمعه و انجام فریضه با جماعت عنایت خاصى داشت. در همان دوران مرحوم بروجردى که امام شخصیت بارزى بود، در بسیارى از نماز جماعت‏ها شرکت مى‏کرد و با امکان جماعت انجام فرایض را به صورت فرادى یک نوع محرومیت از فیض تلقى مى‏کرد. امام از جمله کسانى بود که در تطبیق شریعت بر منطق عرفان و فلسفه و بالعکس، شدیدا علاقمند بود و گرایش به یکى را بدون آن دیگرى نقص تلقى مى‏کرد.
لطایف عرفانی تفسیری در بیان امام
وقتى به ابعاد مفاهیم قرآن اشاره مى‏کرد بعد معارف قرآن را بالاترین بعد- که حتما باید به آن توجه نمود- مى‏دانست. چه بسا در تفسیر آیات و روایات به یک سلسله نکاتى که از افهام عادى دور است تکیه مى‏کرد. روزى در بحث اخلاقى خود این حدیث را معنى مى‏کرد: « مَنْ بَلَغَ ارْبَعینَ وَ لَمْ یَتَعَصّ‏ فَقَدْ عَصى‏»40 (کسى که به چهل سالگى برسد و عصا به دست نگیرد گناه کرده است) مى‏فرمود: سن چهل سالگى سن تکامل‏ قواست و عصا به دست گرفتن در این سن رایج و معمول نیست، پس مقصود عصاى احتیاط در زندگى است که باید از این پس با عصاى احتیاط گام بردارد.
مؤید این توجیه لطیف‏تر از نسیم سحر، روایاتى است که از اهل بیت علیهم السّلام رسیده است مانند روایتى که صدوق در امالى نقل مى‏کند که امام صادق علیه السّلام فرمود: «بنده تا به چهل سالگى نرسیده است در گشایش است و چون به چهل سالگى رسید خداوند به دو فرشته (که گماشته بر او هستند) وحى مى‏کند: من به بنده‏ام عمر قابل توجهى دادم پس با او درشتى کنید و سخت بگیرید و کاملا مراقب باشید و کم و زیاد و کوچک و بزرگ عمل او را بنویسید»41.

Leave a Comment