دانلود فایل تحقیق : پایان نامه ارشد رشته علوم اجتماعی -بررسي انسان‏ شناختي استراتژي ‏هاي قدرت زنان كُرد

پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم اجتماعی گرایش بشر شناسی

موضوع :

بررسي بشر‏ شناختي استراتژي ‏هاي قدرت زنان كُرد

(بررسي موردي زنان طبقه متوسط شهرستان سنندج)

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید متن کامل این پایان نامه اقدام نمائید.

دانشگاه تهران

دانشكده علوم اجتماعي

پاياننامه براي كارشناسي ارشد

 

بررسي بشر‏شناختي استراتژي‏هاي قدرت زنان كُرد

(بررسي موردي زنان طبقه متوسط شهرستان سنندج)

استاد راهنما: دكتر ناصر فكوهي

استاد مشاور: دكتر منيژه مقصودي

نگارنده: 

گروه: بشر
شناسي

 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی گردد

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

چكيده:

تحقيق حاضر با رويكرد بشر‌شناسانه به بحث دربارة شيوه‌ها و راهكارهايي مي‌پردازد كه زنان كرد در راستاي رسيدن به منافع و اهدافشان در خانواده در ارتباط با همسرشان به كار مي‌گيرند. كه اين بررسي به صورت بررسي موردي و با بهره گیری از روش‌هاي مصاحبه عميق، نظاره مشاركتي و مصاحبه‌هاي گروهي متمركز بر زنان طبقه‌‌ي متوسط شهرستان سنندج انجام يافته می باشد، در اینجا قدرت در سطح خرد یعنی در سطح خانواده مطالعه می گردد که در خانواده نیز بیشتر تمرکز بر زن و شوهر می باشد. که بر اساس نتایج حاصله می‌توان گفت هر زمان که کانال گفت‌وگوی زن مسدود می گردد زنان به طرف بهره گیری از کنش‌های وسیله‌ای می‌طریقه و در این بین بیشتر از هر چیز از مسائل زناشوئی در جهت تنبیه و تشویق و اثرگذاری بر همسر خود بهره گیری می‌کنند و کم‌ترین بهره گیری را از قدرت بدنی می‌نمایند. در روی‌ آوردن به کنش ارتباطی شرایط و ویژگی‌ها و موقعیت زن و مرد هر دو مهم و مؤثر می‌باشد.

در این مطالعه می‌توان فوبیای زنان در مورد از دست دادن شوهر به صورت اغوای او توسط زن دیگر و کوشش‌های آنان در این راستا را دید و مسئله‌ي مهم دیگر الگوی فرهنگی می باشد که این جامعه برای زنان مناسب می‌داند، الگوی خشن مادر-همسر می‌باشد که اما می‌توان الگوی آرزو شدة کاملاً متفاوت از آن را در ذهن هم زنان و هم مردان این جامعه دید که در حرکت زنان به سوی این نوع جدید از رفتار، به شدت می‌توان فقر منش را در میان جامعة کُرد دید.

در نهایت می‌توان گفت زنان به دلیل عدم وجود قوانین هنجار‌ها و ساختارهایی  که قدرت را برای زنان جایز بداند، زنان از ابراز قدرت به شکل عیان و مستقیم پرهیز کرده و به روش‌های پنهان ابراز قدرت روی می‌آورند و علی‌رغم موانع و قدرت مردانه در جهت متناسب کردن زنان در راستای منافع همسرانشان، می‌توان راهکارهای زنان در جهت تعکیس این امر را نظاره نمود.

کلید واژه:

بشر‌شناسی سیاسی، بشر‌شناسی جنسیت، بشر‌شناسی روان‌شناختی، زن، قدرت، کُرد، سنندج، طبقه‌ي متوسط.

 

مقدمه:

از ويژگي‏هاي بارز جامعه ايراني مردسالاري مي‏باشد. اما نمي‏توان تصور كرد كه زنان در تمامي حوزه‏ها و تمامي زمان‏ها تحت تسلط‏اند و اين مردان هستند كه جريان امور را تعيين مي‏كنند. چنان كه كتي
ديويس معتقد می باشد: «تاكنون با مفهوم قدرت طوري برخورد مي
شده كه گويي فقط در اختيار مردان می باشد و قدرت در اجتماعات برابري طلبانة آرماني مورد نظر جايي ندارد. اما بررسي
ها نشان داد كه قدرت در ميان زنان نيز هست و آنان همچون كنش
گراني كه از قدرت بهره گیری مي
كنند مطرح هستند.» (اعزازي، 1385: 17-16)

در تحقيق حاضر سعي بر آن شده به روش‏هايي كه زنان كرد بكار مي‏برند تا در خانواده‏ خويش جريان برخي از امور را به نفع خود گردانند و به اهداف خود رسيده وايده‏هايشان را تحقق بخشند، پي ببريم. ما در جهت تحليل روش‏ها و استراتژي‏هاي آنان، كارايي و اثربخشي اين استراتژي‏ها گام برمي‏داريم.«تصميم
گيري پنهان از اين منظر يعني آرايش صحنه براي حفظ قدرت از طريق شيوه
هايي مانند كنترل اطلاعات فرد B و دسترسي به وسايل ارتباط جمعي و ايدئولوژي
سازي در راستاي سرپوش نهادن بر اختلاف منافع پنهان A وB يا سازماندهي تحقق منافع توسط A، چنان كه تحت اين شرايط مؤثرترين حالت تصميم
گيري پنهان می باشد كه B با در نظر داشتن ساخت
هاي موجود و علي
رغم ميل خود شرايط را بپذيرد و خويشتن را براي طرح مسئله ذي
حق نداند» (محمدي
اصل، 1381: 63-62)

ترفندهاي زنان در گريز از قدرت مردانه و اثرگذاري بر امور در خانواده برحسب طبقه اجتماعي، سبك زندگي، ميزان تحصيلات، تعلق به گروه قومي و ديني و… تغييراتي مي‏پذيرد. لذا در اينجا سعي بر آن بوده استراتژي‏هاي قدرت را در يكي از گروه‏هاي همگن زنان، يعني زنان طبقه متوسط شهرستان سنندج بررسي كنيم. البته با يادآوري اين نكته كه ما استراتژي‏هاي قدرت زنان كرد را از خلال روابط خويشاوندي و در ميان گروه خانوادگي مي‏پردازيم. خانواده كوچكترين واحد اجتماعي و خصوصي
ترين واحد نيز هست. بسياري از تنبيهات سخت بدني زن توسط شوهر، و يا فرزندان توسط پدر، ناپدري و نامادري و ديگر افراد بزرگسال در خانواده و نيز آزارهاي كلامي و رواني در داخل خانه صورت مي
گيرد. نگارنده بر اين اعتقاد می باشد كه زماني كه افراد از كنش ارتباطي بهره گیری مي
كنند توسل به كنش وسيله
اي و استراتژيك كاهش مي
يابد. در كنش ارتباطي می باشد كه سلامت جسم و روان افراد حفظ مي
گردد. زن و شوهري كه بتوانند با هم به راحتي و بدون موانع به كنش ارتباطي بپردازند‏ فضاي سالمتري در خانه توليد خواهند كرد و اين سلامت ارتباط بر كودكان و ارتباط آنان با والدين تأثير بسياري خواهد گذاشت و در آينده همين الگوها نه تنها در خانواده
ها كه از طريق افراد خانواده‏، در سطح اجتماعي و حوزه عمومي نيز، به رفتار در می آیدو لذا به سلامت جامعه كمك فراوان خواهد نمود. من كارم را از سطح خانواده كه اولين نهاد اجتماعي كردن افراد می باشد شروع كرده
ام كه اولين قدمها را براي داشتن جامعه
اي برابر، آزاد و عادل را از همين اولين آموزشگاه شروع كرده باشيم.«ارتباط بزرگ
ترين عامل منفردي می باشد كه بر سلامت بشر و ارتباط
اش با ديگران اثر مي
گذارد» (ستير، 1373: 75)

 

 

طرح مساله:

معمولاً هميشه از قدرت مردانه بحث شده و از زنان به گونه‏اي يادشده كه قدرتي نداشته و تصميم‏گيري‏ها، اعمال خشونت‏هاي جسمي، جنسي و رواني و… همه از طرف مردان اعمال مي‏شوند. بررسي‏ها در مورد قدرت زنان اندك بوده، خصوصاً در مورد زنان كُرد.

اصطلاح «غيرشدگي»[1] با مفهوم «ديگري شدن» و مفهوم فوكويي«بيروني شدن» يا حاشيه‏اي شدن شخص ارتباط نزديك دارد. شرايط غيرشدگي كه اغلب مترادف با «ديگري» تصور شده می باشد، مختص شخص‏ حاشيه‏اي يا پيراموني می باشد كه به مراكز قدرت دسترسي ندارد. مراكز، نقطه مبدأ را بازنمايي مي‏كنند كه در آن نقطه معني به مثابه هنجار تعيين كننده، تأييد و تثبيت شده می باشد. كساني كه به دليل طبقاتي، كاستي، جنسيتي يا مذهبي از مركز طرد مي‏شوند نامرتبط با قواعد هنجاري طبقه‏بندي مي‏شوند و«ديگري[2]» نام مي‏گيرند. نظريه پردازان فمينيست بحث مي‏كنند كه مردسالاري با بهره گیری از الگوهاي هويتيِ ذات گرايانه و زيست‏شناسانه براي زنان، غيرشدگي را به تجربه زنان نسبت داده می باشد. به اين ترتيب تجربه زنان همگن شده، به حواشي رانده شده و در انقياد هنجار عام، يعني تجربة مرد درآمده می باشد تا به قدرت مردسالاري مشروعيت و حقانيت بخشد.(هام وگمبل، 1382:‏ 30) به همين دليل از تجربه قدرت‏نمايي زنان بسيار كم سخن گفته مي‏گردد. ديگر آن كه زنان عمده فعاليتشان در خانه بوده و خانه يك حوزه خصوصي می باشد كه حوزه خصوصي در برابر حوزه عمومي كمتر به چشم مي‏آيد و اخبار در مورد اتفاقات و رويدادها و رفتارها درون خانه بسيار كمتر از حوزه عمومي منتشر مي‏گردد. حوزه خصوصي جايي می باشد كه رفت و آمد به آن كم و كنترل شده می باشد و لذا اطلاعات درمورد آن اندك مي‏باشد اما حوزه عمومي بسيار راحت‏تر به چشم مي‏آيد و حال كه زنان تا چند دهه اخير محدود به حوزه خصوصي بوده‏اند اطلاعات ما از رفتارهاي آن‌ها كم‌تر مي‏باشد.

«از ديدگاه بشر‏شناسي فمينيستي همه فرهنگ‌ها زنان را در حوزة خانگي (خصوصي) و مردان را در قلمرو عمومي قرار مي‏دهند. به اعتقاد ميشل روزالدو بين فرودستي زنان در يك جامعه مشخص و ميزان جدايي بين قلمروهاي عمومي و خانگي ارتباط مستقيمي هست.(روزالدو، به نقل از هام، 1382: 357)

لذا سعي كرديم كه روابط قدرت را در عرصه خصوصي، قلمروي كه زنان بيشترين حضورشان را در اين عرصه دارند، بررسي كنيم.

«نكته‏اي كه بايد به آن توجه داشت اين می باشد كه علم سياست، تنها به مطالعه و بررسي ارتباط قدرت در سپهر عمومي مي‏پردازد، در حالي كه در زندگي خصوصي نيز رابطة قدرت هست و تفكيك ميان دو حوزه، موجب بي‏توجهي به مسئله قدرت در عرصه خصوصي می باشد. در دوره اخير، نه تنها فمينيست‏ها، بلكه ساير انديشمندان و نظريه‏پردازان، به دنبال ارتباط قدرت در همه عرصه‏ها هستند. از اين رو، تعريف سياست توسعه يافته می باشد و ديگر محدود به قدرت حاكميت و دولت نمي‏گردد و زندگي خصوصي را نيز در بر مي‏گيرد.» (مشيرزاده، 1383: 172)

روابط قدرت در خانواده متاثر از فرهنگ حاكم بر جامعه مي‏باشد و نيز به نوبه خود تأثيرگذار بر فرهنگ حاكم. در اينجا نمي‏توان از همه زنان كرد حرف زد زيرا اين زنان برحسب ويژگي‏هايي مانند طبقه اقتصاديشان و… وضعيتشان فرق مي‏كند.

علاوه براين وضعيت زنان كرد در ايران با زنان كرد در ساير كشورها هرچند تشابهاتي دارد،‏ اما تفاوت‏هايي نيز مي‏پذيرد زيرا فرهنگ كردها در هر كشور، از فرهنگ غالب در آن كشور تأثيراتي پذيرفته كه اين تأثيرات بر توجه آن خرده فرهنگ نسبت به منزلت و حقوق زنان و ميزان مشاركت‏دهي زنان در فعاليت‏ها تأثير مي‏گذارد.

به همين دليل ما اينجا از زنان در شهر سنندج كه يكي از شهرهاي كردنشين در ايران مي‏باشد سخن مي‏گوييم.

يكي از عرصه‏هايي كه قدرت در آن ظاهر مي‏گردد و روابط قدرت را در آن مي‏توان ديد عرصه‏ خانواده می باشد. كه خصوصاً براي بررسي قدرت زنان، عرصه قابل مطالعه و قابل دسترسي‏تري می باشد. توجه نسبت به زنان در اين نهاد، بر توجه در ديگر نهادها هم تأثير گذاشته و نيز تأثير مي‏پذيرد. زيرا بخش بزرگي از اجتماعي‏شدن و يادگيري در خانه و خانواده روي مي‏دهد و همين افراد بازيگران سيستم اجتماعي خواهند گردید. از سيستم‏هاي اجتماعي تأثير پذيرفته و نيز بر آن تأثير مي‏گذارند و توجه‏ها و عادات رفتاري خود را در مكان‏ها و عرصه‏هاي مختلف با خود حمل مي‏كنند.

قدرت مردان، در جامعه نسبت به قدرت زنان شناخته شده‏تر می باشد زيرا آنها بسيار بيشتر از زنان در عرصه‏هاي اجتماعي حضور رسمي و صوري دارند. در برخي موارد هرچند زنان مثل اینکهً حضور ندارند و ما زنان را رسماً در جايگاه تصميم‏گيرنده نمي‏بينيم. اما در واقع رهبران پشت پرده‏اند. در اين موارد شايد نمي‏توان از واژه قدرت در معناي تخصصي آن و يا حتي اقتدار نام برد و بتوان از نفوذ زنان سخن گفت. آنان گاه نظرات و ايده‏هايشان را از طريق انتقال آنها به مردان،‏ وارد عرصه اقدام كرده و بدين ترتيب در بسياري از امور دخالت مي‏كنند. يعني هرچند در ظاهر امر اين مرد می باشد كه حرف مي‏زند و رأيش را بيان مي‏كند اما في‏الواقع اين تفكرات و نظرات زن می باشد كه او را به اين نظر يا اقدام سوق داده می باشد. مثلاً‏ در كردستان در مراسمي كه مهريه[3] تعيين مي‏گردد، اين تنها مردان هستند كه در اتاقي گردهم نشسته و بر سر مقدار آن چانه مي‏زنند. اما اين تنها ظاهر قضيه می باشد. درواقع در بسياري از خانواده‏ها قبل از شروع اين مراسم، در خانه زنان شروع به بحث با مردان خانواده مي‏كنند و مقدار مناسب مهريه را به او مي‏گويند. حتي او را مجهز به دلايل و شواهدي مي‏كنند تا در مراسم براي اقناع طرف مقابل از آن بهره گیری كند. آيين تعيين مهريه نمونه‏اي می باشد از صحنه‏هاي نفوذ زنان. و اما زن براي اين نفوذ، از راهكارها و تمهيداتي بهره مي‏برد كه موضوع اصلي مورد بحث ما می باشد.

اما زیرا زنان در بسياري از موارد خود در صحنه ظاهر نمي‏شوند، حرفي نزده و درظاهر در قضيه دخالتي ندارند، سبب اين تصور در اكثريت مردم گشته كه زنان منفعل و بدون قدرت‏اند. به همين دليل شناسايي نحوه اعمال قدرت از طرف زنان در عرصه‏هايي از خانواده مانند: عرصه اقتصادي، عرصه تربيت فرزندان، عرصه زناشويي و… هدف اين تحقيق مي‏باشد. برتراند راسل در كتابش با نام قدرت، از قدرت پشت پرده سخن مي‏گويد. او مي‏نويسد« در هر سازمان بزرگي كه زمامداران قدرت زيادي در اختيار دارند، مردان(يا زنان) كوچكتري هم هستند كه با شيوه‏هاي شخصي خود در رهبران نفوذ مي‏كنند» و البته او صفات لازم براي كسب قدرت پشت پرده را متفاوت از صفات لازم براي انواع ديگر قدرت مي‏داند.(راسل: 1371، 71)

در اينجا واژه قدرت را به عنوان يك واژه عمومي بكار مي‏بريم. در ذيل آن واژه‏هاي تخصصي اقتدار، نفوذ، دستكاري و… هست. شكل خاصي از قدرت موردنظر ما نمي‏باشد. بلكه مهم اين می باشد كه زنان بر امور در خانواده موثر واقع مي‏شوند يعني آنها را تحت‏تأثير قرار مي‏دهند. حال اين تأثيرگذاري ناشي از اقتدار، زورگويي و سلطه باشد و يا ناشي از چانه‏زني، اقناع و… مهم نحوه تأثيرگذاري و تاكتيك‏ها و نيز سياست‏هاي زنان در طي جريان تأثيرگذاري مي‏باشد. كه حال هدف زن از اين تأثيرگذاري تامين منافع شخصي خويش، منافع خانواده پدري‏اش و يا نفع خانواده‏اي كه تشكيل داده می باشد باشد. محور اصلي بحث ترفندها، گريزها، سياست و استراتژي‏هايي می باشد كه اين زنان در جهت رسيدن به آن چیز که نفع و مقصود مي‏دانند بكار مي‏گيرند.

«قدرت پديده‏اي می باشد كه هميشه در زندگي اجتماعي هست. در همة گروه‏هاي انساني برخي افراد اقتدار و نفوذي بيش از ديگران دارند و خودِ گروه‏ها نيز از نظر ميزان قدرتشان متفاوتند. معمولاً قدرت و نابرابري رابطة نزديكي بايكديگر دارند. قدرتمندان مي‏توانند منابع ارزشمند مانند دارايي و ثروت را انباشته كنند و به دست آوردن چنين منابعي به نوبة خود وسيلة ايجاد قدرت می باشد.» (صبوري: 1381،‏26)

هرچند به دغدغه اصلي زنان و منبع اصلي موردنزاع آنها و حتي ميزان كارايي اين روش‏ها نيز پرداخته مي‏گردد اما اينكه آن چیز که او نفع خويش تشخيص مي‏دهد آيا تشخيص درستي می باشد و اينكه زندگي و انرژي و توان خويش را در جهت توهمي تلف كرده و يا اينكه آيا اين روش‏ها اخلاقي و منطقي‏اند يا نه در محور اصلي مباحث ما قرار ندارد و صرفاً در راستاي محور اصلي، تصریح‏اي به آنها خواهد گردید.

لذا در اينجا اصطلاح كلي استراتژي‏هاي قدرت به راهكارها، ترفندها، گريزها، رفتارها، اعمال و… در جهت نفوذ، اقتدار، سلطه، قدرت و… تصریح دارد.


توضیح مفاهيم

«بشر‌شناسان فمينيست بين قدرت، اقتدار و نفوذ تمايز قائل مي‏شوند. به نظر آنان زنان، به لحاظ بينا فرهنگي از برخي شكل‏هاي قدرت در تصميم‏گيري اجتماعي برخوردار مي‏شوند. ولي از آنجا كه فعاليت‏هاي مردان كانون ارزش فرهنگي می باشد در تمامي فرهنگ‌ها منبع مشروعيت در اعمال قدرت نيز مردان هستند.» (هام وكمپل. 1382:‏ 347)

«قدرت خانگي[4] اما خاصيت يا صفتي در يك سيستم خانوادگي می باشد كه براساس آن فرد يا افرادي توانايي(بالقوه يا بالفعل) تغيير رفتار ديگر اعضاي خانواده را دارند. منابع قدرت را معمولاً در ارتباط با شاخص‏هايي زیرا تحصيلات، درآمد، مالكيت، شغل و … مي‏دانند.در اين حوزه به روابط داخلي افراد و فرايندهايي كه در آن قدرت شكل مي‏گيرد نظير تصميم گيريها، حل مشكلات، حل تضادها و … توجه مي‏گردد. منابع قدرت ويژگي‏ها يا نهادهايي را در بردارد كه موجب تمايز عامل قدرت و تابع قدرت مي‏شوند. اين منابع شامل شخصيت، مالكيت و سازمان مي‏گردد.(گالبريت، 1373: 11)

«فرهنگ علوم‏اجتماعي قدرت را اين‏گونه تعريف مي‏كند: قدرت در كلي‏ترين مفهوم آن عبارت می باشد از:

الف) توانايي(اعمال شده يا نشده) براي ايجاد رويداد معين

ب) نفوذ اعمال شده به وسيله يك فرد يا گروه به هر طريق بر رفتار ديگران در جهات مورد نظر.

اين تعريف در واقع از تعريف معروف ماركس و برگرفته شده می باشد كه قدرت را«توانايي اعمال ارادة خود در يك ارتباط اجتماعي معين صرف نظر اينكه مبناي آن توانايي چيست، حتي در برابر مخالفت و به رغم اراده ديگران» تعريف مي‏كند.» (صبوري. 1381، 25-24)

«قدرت در معنايي عام قابليت انجام اعمال مؤثر يا توانايي اثرگذاري مطلوب بر اشياء يا افراد می باشد.»(ريوير. 1382. 28)

دال در ارتباط با قدرت معتقد می باشد كه:

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

«طرف A بر طرف B تا جايي قدرت اعمال مي‏كند كه بتواند طرف B را به كاري وا دارد كه در غير آن صورت كار مزبور را انجام نمي‏داد.» (Dahl . R , 1957: 203)

«مفهوم اقتدار به وضعيتي تصریح دارد كه در آن اعمال كنندگان قدرت از نظر عموم مردم دارندگان به حق با مشروع قدرت پنداشته مي‏شوند، بدين سان ، قدرت به تنهايي به مفهوم وضعيتي می باشد كه به توانايي كاربرد زور تصریح دارد اما اقتدار ويژگي رضايت را هم در بر دارد.» (صبوري، 1381. 28)

«قدرت به اعمال نفوذ با تكيه بر نوعي مجازات اطلاق مي‏گردد(كاربرد زور جسماني، شديدترين نوع مجازات منفي می باشد)؛ اما اقتدار به اعمال نفوذ مبتني بر حيثيت شخصي و يا منزلتِ يك سمت اطلاق مي‏گردد.» (بيتس و پلاگ. 1375: 654)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

«سياست ترجمه واژة يوناني Politeia می باشد كه يوناني‏ها به آن نظام شهري مي‏گفتند. يعني شيوه‏ سازمان بخشيدن به فرماندهي كه در دولت شهرهاي يوناني به مفهوم سازمان دهي تمام اجتماع در نظر گرفته مي‏گردید. اين واژه به مفهوم شهروندي، حكومت و شكل حكومت نيز به كاربرده شده می باشد.» (صبوري. 1381، 23)

«واژه سياست در زبان فارسي به معناي(1) با داشتن ملك، حكومت، رياست و داوري (2) مصلحت، تدبير و دورانديشي (3) قهر كردن و هيبت کردن (4) شكنجه، عذاب و عقوبت و مجازات كردن می باشد.» (دهخدا، 1345، 742- 741)

«خانواده يك گروه زيستي ـ اجتماعي می باشد كه حداقل از دو نفر(مرد ـ‏ زن) كه با يكديگر نسبت خوني ندارند تشكيل شده معمولاً خانواده، محلي براي فرزندآوري می باشد و حداقل كاركرد خانواده اين می باشد كه محيطي را فراهم مي‏سازد كه در آن نه تنها نيازهاي طبيعي افراد برآورده مي‏گردد بلكه جايگاه اجتماعي ـ فرهنگي فرد نيز تثبيت مي‏گردد. شكل جهاني خانواده امروزي به شكل زيستي شامل والدين و فرزندان مي‏باشد.(Gould and Lokolb, 1964. 257-259) و دكتر ساروخاني خانواده را اين چنين تعريف مي‏كنند. «خانواده گروهي می باشد اجتماعي و متشكل از افرادي كه داراي روابط سببي(زن-شوهر)، احياناً نسبي(در صورت وجود فرزندان) و گاه فرزندپذيري با يكديگرند.»(ساروخاني، 1370: 144)

ايدئولوژي«يعني ارزشها و باورهايي كه به تحكيم موقعيت گروه‌هاي قدرتمندتر به زيان گروه‌هاي كم قدرت‌تر ياري مي‌رسانند. قدرت، ايدئولوژي و تضاد همواره با يكديگر پيوند نزديك دارند. بسياري از ستيزه‌ها به علت پاداشهايي كه قدرت مي‌تواند به همراه آورد، بر سر قدرت می باشد.»(گيدنز 1381: 767)

فضاي خصوصي: فضايي كه مربوط مي‌گردد به كوچكترين واحد اجتماعي يعني خانواده. وقتي از يك خانه يا آپارتمان حرف مي‌زنيم با فضاي خصوصي سروكار داريم كه افراد محدودي به آن رفت و آمد دارند.(فكوهي. 1381 جزوه درس بشر‌شناسي شهري) هيچكس نمي‌تواند بدون رضايت ساكن به محل مسكوني وارد گردد. فضاي خصوصي از نظر حقوقي حفاظت شده می باشد.

ادامه متن نمونه

***ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد

یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود می باشد***

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

زیرا فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به گونه نمونه)

اما در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود می باشد

تعداد صفحه :179

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان

 

 

***

—-

پشتیبانی سایت :        ———-        serderehi@gmail.com